خودش هنوز داستان آن را با وجودی که حدود چهار سال از ساخته شدنش می گذرد فراموش نکرده است و از تعریف بردنش لذت می برد:"همه ترانه های آلبوم قبلی برای خودشان داستان و سرگذشتی داشتند و واقعی بودند. حدود سال 84 بود که چند خط از ترانه فرید احمدی را گرفته بودم و داشتمش. سر کلاس یکی از اساتید بد اخلاق و پرچانه دانشگاه در ردیف اول نشسته بودم که یکهو ملودی به ذهنم آمد. دیدم اگر تا تمام شدن کلاس سه ساعته استاد صبر کنم، ملودی فراموشم می شود. حدود دو ساعت ملودی را در ذهنم نگه داشتم. هیچ کاری نمی توانستم بکنم، نه می توانستم ادامه اش بدهم و نه بنویسمش. چون هیچ نتی به خاطرم نمی آمد و مدام صحبت های استاد بود که روی اعصابم راه می رفت. کلاس که تمام شد با عجله به فرید احمدی زنگ زدم و گفتم گوشی را بر ندارد تا روی پیغام گیر، آهنگ ضیط شود تا وقتی به تهران آمدم، کاملش کنم. این شیرین ترین ملودی بود که ساخته ام".
روزهای خوب
بنیامین هرچند وقتی از آن روزها حرف می زند، چشمانش می خندند، ولی فرق چندانی هم نکرده است. شاید وضع ظاهر و زندگی اش فرق کرده باشند ولی او هنوز کاملا احساسی به هر موضوعی نگاه می کند. از آن روزهای حدود سه چهار سال قبل که آلبوم "85" او منتشر شد، او فعلا احساسش را بهتر از همه دور و اطراف و دلبستگی هایش نگه داشته است. آن روزها می گفت که عاشق آهنگ های حسی است و بزرگترین ویژگی اش هم همین حسی خواندن است. حسی خواندنی که امروز هم وقتی آلبوم 88 را گوش می کنی متوجهش می شوی ولی دو آلبوم تفاوت بزرگی با هم دارند که مسلما با گذشت زمان بهتر می توان درباره تازه ترین آلبوم او قضاوت کرد. آلبومی که حاصل چهار سال، ساکت نشستن و بی حاشیه بودن و فقط و فقط موسیقی کار کردن اوست.
صدای خوب؟!
در همان روزهای آغاز شهرت هم او با آن که خجالتی تر بود ولی اعتماد به نفس خیلی خوبی داشت، مخصوصا وقتی می خواست درباره آلبومش حرف بزند و از آن دفاع کند. بنیامین لحن و رنگ صدای خودش را مقل این روزها کماکان می پسندد و از آن خوشش می آید. هر چند اعتقاد زیادی به داشتن صدای خوب در این دوره ندارد.
یک سال بعد از انتشار اولین آلبومش و اولین گفتگویش با مطبوعات، باز هم با هم گفتگویی داشتیم. کمی مغرورتر به نظر می رسید. برخوردهایش از موضع قدرت بود. این بنیامین آن بنیامین روزهای اول نبود. اما قلق داشت. زمانی که از موسیقی و احساساتش صحبت می شد، دوباره همان جوان تازه معروف روزهای اول انتشار "بنیامین 85" می شد. کافی بود از قطعات آلبوم، دغدغه های زندگی، مشکلاتی که دارد و ایده هایش حرفی بزنی. او آن روزها گفت که با آهنگ های خاصی که شاید به اندازه آهنگ های معروفش، همه گیر نشدند عاشقانه زندگی کرده است. ترانه های "من امشب می میرم" ، "اینم بمونه" او را مسخ کرده بودند. حتی با ترانه ای که به قول خوشد خیلی ها مسخره اش کردند، مدتی زندگی کرده بود:"ساعت، دیوار...".
روحیه ای آرام و معترض
او در نگاه اول کاملا آرام و با آرامش به نظر می رسد، اما در عین آرامش، روحیه اش به نظر من عصیانگر و تهاجمی هم است. نگاهی به مجموعه کارهایی که کرده استو بعضی انتخاب هایش این روحیه ی معرتض را بهتر نشان می دهد. انتخاب های جنجالی او از همین شروع شدند. دو کلیپی که ساختشان را نیمه تمام گذاشت، حتی با وجودی که کارگردان مطرح سینما، علیرضا امینی می خواست "دنیا دیگه مثل تو نداره" را بسازد و بعضی از قسمت هایش را هم ساخته بود، تنظیم کننده مطرح و موفق آلبومش را که یکی از ستون های موفقیت آلبومش بود را کنار گذاشت و بعد از مدتی پیام شمس را تنظیم کننده آهنگ های آلبوم جدیدش معرفی کرد، به قشر روشن فکر که آهنگ هایش را قبول نداشتند، جوابی شبیه استدلال های خودشان داد، به تازگی حمید عسکری را مقلد ترانه خوانی اش دانسته و...
درگیری فلسفی
در همان گفتگوی دوم، گفت که با آهنگ هایش درگیری فلسفی پیدا کرده است. حرفش را تیتر مصاحبه اش کردم. بنیامین اعتقاد داشت در آن روزها که یکسال از زمان انتشار و موفقیت آلبوم 85 می گذشت، تازه با آهنگ هایش درگیری پیدا کرده است:"به نظرم گویش ترانه هایم فرم هولناکی است، به این لحاظ که جدا تو را وارد یک فضای واقعی می کند و وقتی می گوید:"می میرم"، واقعا در حال مردن است . مثل "می میرم برات" تعارف نیست. به نظرم فرم کلی موسیقی اش فرمی جدی است که تو را درگیر می کند. به همین دلیل هم هیچ وقت از ترانه هایی که خودم می گویم استفاده نمی کنم، چون جدیت و واقعی بودن ترانه های فرید احمدی را ندارند." او اعتقاد داشت که انگار بعضی از کارهای آن آلبوم را کس دیگری خوانده و او نخوانده است. از جدیتشان شوکه شده بود.
خودش بهتر می خواند
سال 86 حتی با وجودی که یک سال از خواننده شدنش می گذشت ولی باز هم اعتقاد روزهای اولی را که با او گفتگو کردیم داشت. او کماکان علاقه ی چندانی به خوانندگی نداشت و آن را خیلی کمتر از ترانه گفتن و آهنگسازی دوست داشت، اما اتفاقاتی که برایش افتاده بود مسیر او را به عنوان یک خواننده تعیین کرده بود. زمانی که کاری که برای خواننده دیگری ساخته بود با صدای اوپخش شده بود و او از بازتاب کارها تصمیم گرفته بود که خودش بخواند. چون خودش و اطرافیانش فکر می کردند که بهتر از خوانندگانی که برایشان کار ساخته، می خواند. این شد که بنیامین چند ترانه دیگر هم به مجموعه اضافه کرد و البومش را کامل کرد و به بازار فرستاد. بنیامین 85.
بنیامین جدید بهتر
این بار اوضاع فرق می کرد. چند روز مانده به انتشار آلبوم در خانه اش با هم گفتگو کردیم. آلبوم تازه اش اولین آلبوم سال 88 بود که می خواست منتشر بشود. از انتشار همزمان آلبوم سیروان خبر نداشت و حالتش کمی تغییر کرد ولی بعد خندید و گفت بهتر. بهتر بودنی که شاید معنی دیگری می داد. خانه او در ولنجک، جایی است که او در هنگام ساخت البوم 88 در ان سکونت داشته است. خانه ای که دکورش با سال قبلش که در آنجا همدیگر را دیدیم، خیلی فرق کرده بود. دکوراسیون با روحیات آدم ها در ارتباط مستقیم است.
بازگشت به گذشته خوب
این بار در سه باری که با هم در خانه اش قرار گذاشتیم، بنیامین به آن خواننده روزهای اول بیشتر شباهت داشت. آرام تر به نظر می رسید، خبری از غرور و جواب های از موضع بالا نبود. گفتگویی هم که با هم کردیم عالی جواب داد و حسابی جنجالی شد. مخصوصا آن قسمت که خودش و حمید عسکری را به چالش کشیده بود و قول یک گفتگوی ضد بنیامینی را داده بود. حرف آخرش این بود:"پته بنیامین را روی آب می ریزم".
فقط خودش
آن خانه یکی دو سال قبل، در و دیوار و دکوراسیون خیلی خیلی خلوت تری داشت. خبری از عکس های کوچک و بزرگ چند متری و قدی از خودش نبود. این بار هر جای خانه را که نگاه می کردی، عکس بنیامین بود و بنیامین. تعجبم را که دید گفت و در جواب سوالم گفت:"خود شیفته نشده ام، این عکس ها را دوستانم در مناسبت های مختلف به من کادو داده اند. من فقط گفته ام که روی چوب چاپشان کنند و هدیه بدهند. خودم فقط یک عکس را خیلی دوست دارم و سعی کرده ام که در بین عکس های آلبومم هم باشد. یک گوشه از آن عکس، در عکسی که داخل جلد آلبوم من، فرید و پیام جلوی پیانو گرفته ایم، معلوم است.
حافظه
خودش می گوید حافظه بلند مدتش ضعیف است. به این موضوع کمی شک دارم، چون همه ی خاطرات را خوب خوب یادش است، ولی تا جایی که من دیدم جملات و اتفاقات نزدیک را... البته آن را هم گذاشتم به حساب شکسته نفسی و شلوغ بودن دور و برش در روزهای شلوغ انتشار آلبوم.
احساسات + خونسری
روزی که آلبومش منتشر شد، خوشحال بود و عادی. اصولا حالت هایی که من از بنیامین دیده ام، همین طورند. در کنار یکی از حالات رفتاری به فراخور اتفاق و محیط و احساساتش، یک خونسری هم در رفتارش دیده می شود. موضوعی که به آن بنیامین احساسی آهنگ هایش اصلا نمی آید. اما شک نکنید او سعی می کند در رفتارهایش احساساتش را بروز ندهد.
آلبوم عجیب و غریب
این آلبوم بنیامین با وجودی که خیلی رویش تبلیغات شده و توقعات بالا رفته، به نظرم آلبوم عجیب غریبی است. شاید همان طور که او سه چهار سال برای ساختنش وقت گذاشته، تو هم باید برایش وقت بگذاری تا درکش کنی و صمیمی شوی. حس می کنم او خواسته در این آلبوم علاوه بر سهل الوصول بودن آهنگ ها کمی هم متفاوت و خاص باشد. او راه سختی را انتخاب کرده است.
روشنفکر
بنیامین خودش را روشنفکر می داند. دقیقا در امتداد دسته ای که کارهای آلبوم گذشته او را نقد منفی کردند. آلبومی که جزو سه پرفروش تاریخ مسویقی ایران بود. او این بار خواسته که منتقدانش را هم موافق کند. زمان را دریابید!!!
تجربه های نکرده
او برای اولین بار در بین آلبوم های منتشر شده داخلی حدود پنج تراک چند ثانیه ای را در آلبومش جا داد. آلبومی که تعداد قطعات زیادش همان قدر عجیب بود که این قطعات 20 -30 ثانیه ای در آن جلب توجه می کرد. او عاشق تجربه کردن حالت ها و اتفاقات مختلف و تجربه نشده در موسیقی است. از ریتم آرام به ترنس می رود، وسط دوستت دارم گفتنش بغض می کند و نمی تواند حرفش را کامل کند، با گریه و بغضی که می خورد ترانه اش را ادامه می دهد و...
لذت کنسرت
او نمی گوید، ولی عاشق کنسرت دادن است. لذت اجرای زنده را هیچ خواننده ای نمی تواند بی خیال بشود. به نظر می رسد این آلبوم هم که منتشر شد، تعداد آهنگ های استاندارد او برای اجرای زنده کامل شده باشد. او به فکر برگزاری کنسرت هایش در تهران و جاهای دیگر است. در دومین روز هفته معلم او یک برنامه زنده با چند قطعه در یک مرکز معلولان ذهنی برگزار کرد. به رسم اکثر کنسرت های اولیه شرکت ترانه شرقی در داخل که در مراکز خیریه اولین کنسرتشان را قبل از کنسرت بزرگ و عمومی شان برگزار می کنند.
دید باز و حرفه ای
او پیانو و گیتار و موسیقی را به نسبت سه سال قبل حرفه ای تر دنبال می کند. اگر آن روزها ترانه می گفت و برای دل خودش و در آن حد گیتار می زد، اما این روزها یک پیانوی خوشرنگ و بزرگ در اتاق پذیرایی به همراه استادی اختصاصی در کنار آموزش گیتار و سایر ملزومات! خوانندگی و موسیقی نشان می دهد که بنیامین حرفه ای تر از گذشته به موضوع نگاه می کند. کم شدن غرور دو سال قبل هم در امتداد باز شدن همین دید فکری اش است لابد. من که این طور فکر می کنم.
کتاب، فیلم، موسیقی و 88
خلوت این روزهایش را موسیقی و کتاب و فیلم پر می کند. فعلا تمام پک های "لاست" را دیده و دیدنش را به همه توصیه می کند. کتاب «هفت عادت مردمان موفق» را به عنوان آخرین کتاب دارد می خواند و همه مسویقی های روز را هم سعی میکند تا جایی که می تواند گوش کند. البته این روزها پیگیری بازتاب آهنگ ها و آلبومش هم قطعا به دل مشغولی هایش اضافه شده است.
آرام های بهتر
می گویم صدایش به نسبت آلبوم قبلی بزرگتر شده و تغییر کرده است. می خندد و می گوید خب چهار سال گذشته. نمی گویم صدای قبلی اش را بیشتر دوست دارم ولی هنوز هم آهنگ های آرام این آلبومش را بیشتر از آهنگ های روز و تندش دوست دارم. اتفاقات خوبی در آهنگ های 20 -30 ثانیه ای افتاده. او به خاطر آهنگ های تندش چهره شد ولی فکر می کنم آهنگ های آرام و احساسی اش به مراتب موفق ترند. نکته ای که یکسال بعد از انتشار آلبوم 85 هم او را درگیر کرد و به درگیری فلسفی اش رساند.
چالشی
اگر همه چیز خوب پیش برود در شماره ی بعد گفتگوی مفصلی با او خواهیم داشتو یک گفتگوی چالشی تا بنیامین را با خودش در روزهایی که نتیجه چهار سال موزیک سازی و خوانندگی اش مشخص شده به یک چالش دوستانه بکشیم.



