تبليغاتX
♫ وب رسمی هواداران بنیامین بهادری ♫

سلام به همه ي طرفداراي بنيامين عزيز

چند نکته را به اطلاع شما طرفداراي بنيامين عزيز میرسونم

۱_هنوز قالب اختصاصی که برای وب سفارش داده بودم،حاضر نشده!! مجبور شدم این قالب را موقتی بذارم رو وب

۲_من توی چند پست قبلی همیشه تکرار کردم ::: اگه کسی از بازدیدکنندگان وب، قالب سازی وبلاگ بلده یه قالب اخصاصی با زمینه سفید برای وب طراحی کنه که هنوز چیزی از شما بازدید کنندگان محترم ندیدم.

۳_شما بازدید کنندگان وب اگر بخواین درباره ی من اطلاعات کسب کنید (بیشتر منو بشناسین)،به لینک "مدیر وب،در سایت کلوب" که در قسمت لینک ها موجود هست مراجعه کنید.

۴_در مورد فروش آلبوم "۸۸" بنیامین هم بگم : طبق آخرین اطلاعی که از دوستان کسب کردم طی ۲۵روز از انتشار،بالای  ۱۰۰۰۰۰۰نسخه اورجینال فروش داشتهکاور کامل آلبوم را هم تا چند روز دیگه برای شما عزیزان توی وب قرار میدم

۵_در مورد نظر سنجی های سایت های مختلف هم،به قول بیشتر دوستان اصلا اهمیت نداره،چون بنیامین بهادری و هوادارانش اولین و آخرین خواننده و طرافداراش نیستند که مورد تمسخر و توهین قرار میگیرن

۶_این قسمت از به روز رسانی وب را به انتخاب بهترین آهنگ آلبوم،از نظر شعری مناسب میدونم.شما عزیزان من،بهترین قطعه آلبوم را از نظر محتوای شعری با نوشتن توضیح و دلیل انتخابتون،انتخاب کنین.

۷ـ اينم از کاورهاي اصلي آلبوم "۸۸" بنیامین بهادري

http://www.tinypic.info/files/8u8t5y8t8jyeh3gvjwp9.jpg
http://www.tinypic.info/files/822dupt1lnythwf73vki.jpg
http://www.tinypic.info/files/a6litpzlywl952gx35zb.jpg
http://www.tinypic.info/files/76z8p6rvxmv5qayis7lm.jpg
http://www.tinypic.info/files/fnvjp2re97tlcw0kue97.jpg

                                  ممنون از همه ی شما

                                                      مدیریت جدید وب،علی رحیمی کناری

 

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در شنبه 26 اردیبهشت1388 و ساعت |

 

از طرف داداش علي،مدير وب هواداران بنيامين بهادري

اعتراض هواداران بنيامين بهادري،به توهين نامه نوشته شده در سايت موسيقي ما....

هواداران بنيامين عزيز،چرا شما اعتراض نميکنين؟؟چرا ادعا ميکنين که طرفدار بنيامين بهادري هستيد؟؟

در صورتي که توي سايت مثلأ معتبر موسيقي ما،به نحو تندي ما و شما و بنيامين بهادري عزيز مثل روز روشن مورد تمسخر و توهين قرار گرفتيم

http://www.musicema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-659.html

بايد بريم وجوابشون را بديم.من خودم چندبار نظر دادم،اما مورد تأييد قرار نگرفت

من نظرمو به عنوان مدیر وب هواداران بنیامین بهادری ميگم::واقعا متأسف که چنين بي حرمتي به بنيامين بهادري خواننده پر طرفدار و هوداران متعصب و عاشق موسيقي اين خواننده شده!! واقعا من خودم خیلی از این نوشته ناراحت شدم.امیدوارم سایت موسیقی ما،مخصوصا آقای بابازاده توضیح درست و قابل قبولی از ارائه ی این توهین نامه!!! نه نقدنامه اونم توی سایت به قول خودشون معتبر "موسیقی ما" برای ما هواداران و بنیامین عزیز داشته باشند

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت |

سلام به همه ي طرفداراي بنيامين عزيز

نقد آلبوم "٨٨ "با صدای بنیامین بهادری

آلبوم "٨٨ "بنیامین به سه صورت متفاوت عرضه شده. نوار کاست، سی دی والتی ۱۵۰۰ تومانی و سی دی دی جی پک ۲۵۰۰ تومانی. دی جی پک شامل یک دفترچه ژورنال! از عکس ها و تکه نوشته های بنیامین هست. یک پوستر قابل قبول از بنیامین هم در پک هست که با بی سلیقگی شرکت یا طراح، متن اشعار پشت آن نوشته شده تا ضمن اینکه خواندن اشعار از یک کاغذ به اندازه لِتر تا شده را مشکل می کند، کسی نتواند از پوستر استفاده خاصی بکند! به هر حال دی جی پک ارزش خریدن را دارد!

سی دی بنیامین با پوشش سیاه رنگ قسمت اصلی سی دی عرضه شد و گفته می شد دارای قفل است ولی خب در همان ساعت اول بر روی سایت ها قرار گرفت!! و سایت ها فیلتر هم نشدند!

عکس روی جلد آلبوم، تصویر خواننده در زمینه ای سرمه ای است که خیلی شیک و مرتب به دوردست نگاه می کند. دایره ی بزرگی به یقه خواننده متصل است که احتمالا دکمه است! دقیقا شبیه این دایره سیاه رنگ بزرگ، در عکس های دفترچه به عنوان نشان انگشتر، در دست بنیامین است! به هر حال بنیامین تاکید ویژه ای روی عکس های هنری داشته. در پشت اینسرت آلبوم اطلاعات تراک های آلبوم چاپ شده است و اطلاعات دست اندرکاران آلبوم در زیر عکس دیگری از خواننده چاپ شده است. در داخل اینسرت مانند آلبوم قبلی، عکسی از سه هنرمند این آلبوم چاپ شده و عکسی دیگر در حالتی متفاوت از خواننده آلبوم! جلد دی جی پک پلاستیکی است که با توجه به اولین تجربه انتشار آلبوم به این شکل، انتظار زیادی نمی توان از آن داشت.

جالب هست که مجوز این اثر به نام آوای نکیسا ثبت شده ولی ترانه شرقی فعالیت های اصلی را انجام داده است!

آلبوم "٨٨ " بنیامین دارای ۱۷ قطعه است و زمان آن حدود ۴۲ دقیقه است. ترانه ها از فرید احمدی و ملودی ها از بنیامین بهادری است. تنظیم نیز از پیام شمس است.

وجود تراک های یک دقیقه ای و حتی چند ثانیه ای جالب توجه است.

                                                             بقيه ي نقد در ادامه مطلب......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 و ساعت |




گزارشی از حضور و کنسرت بنیامین بهادری میان کودکان استثنایی؛
«برای سلامتی آقا بنیامین صلوات!»

 

مصائب حضور!



ساعت هفت بود که با یه آدرس نصفه نیمه برای دیدن کنسرت خیریه بنیامین راهی شدیم... آدرسی که در دست داشتیم این بود: شهرک غرب- بلوار فردوس- مدرسه ی استثنائی ها.... بعد از کلی ترافیک و معطلی، وقتی رسیدیم شهرک غرب، دیدیم اصلا بلوار فردوس نامی آنجا وجود ندارد! بماند که با چه مکافاتی از اداره‌ی مدارس کودکان استثنائی، آدرس  و نام مدرسه را گیر آوردیم و بماند که راننده ی آژانس چقدر غر زد که چرا آدرس درست ندارید؟!! به هر حال! با هر سختی بود مدرسه ی «ساریخانی» را پیدا کردیم و ساعت یک ربع به 9 رسیدیم...
از همان ابتدا مدیر مدرسه جلویمان را گرفت که این برنامه برای عموم نیست و شما حق حضور ندارید! با  اصرار و خواهش سرانجام مدیر را راضی کردیم که گوشه ای از سالن و ایستاده برنامه را ببینیم.


مقدمات برنامه

   
از همان حدودای ساعت 9 بود که چند ماشین پراید و پژو وسایل موسیقی و فیلمبرداری را به مدرسه آوردند و صدابردارها مشغول کار شدند. «علی منصوری» همان بازیگر نقش «نیما» (اگر اشتباه نکنم!) در سریال خط قرمز هم به عنوان نوازنده‌ی کیبورد بنیامین را همراهی می‌کرد.

بچه های بی خبر، اولیای بی خبر تر!!


ساعت 9:30 شد ولی خبری از بنیامین نبود. داخل راهروی مدرسه کنار چند تن از اولیا نشسته بودیم. چیزی که خیلی تعجب‌برانگیز بود تعداد کم اولیای دانش آموزان بود! مطمئن بودم که کسی نمی‌دانست بنیامین آن روز برنامه دارد. سر صحبت را با یکی از آن‌ها باز کردیم و متوجه شدیم که حدسمان کاملا درست بوده است! هیچ کس از حضور بنیامین در مدرسه باخبر نبود! به جز ما چند نفر دیگر هم برای دیدن بنیامین آمده بودند. آنها هم مثل خود ما اواخر شب گذشته این خبر را از سایت «موسیقی ما» فهمیده بودند.

بنیامین آمد!


ساعت، 10 بود که درهای مدرسه باز شد،  ماشین بنز محسن رجب پور وارد شد و کنار دیوار پارک کرد. بنیامین هم داخل ماشین رجب پور بود. مدتی بعد هر دو پیاده شدند و به سمت دفتر مدیر مدرسه رفتند. آنجا بود که اولیا فهمیدند امروز در مدرسه‌ی «ساریخانی» چه خبر است! خیلی ‌ها ابراز تاسف می‌کردند که اگر زودتر فهمیده بودند دخترانشان را هم می آوردند! به هر حال، حتما محسن رجب پور هم همین بازخوردها را پیش بینی کرده بود که همه چیز را «سکرت» نگه داشته بود!

همه به سوی سالن اجتماعات


درهای سالن اجتماعات مدرسه باز شد و همه‌ی بچه ها یکی یکی وارد شدند. ما هم که قرار بود ایستاده برنامه را ببینیم منتظر ماندیم تا همه جا به جا شوند و در نهایت دقیقا سه صندلی به تعداد ما خالی ماند تا ما هم با خیال راحت برنامه را دنبال کنیم!

فیلمبرداری و عکس برداری ممنوع!


از همان ابتدا آب پاکی را روی دستمان ریختند و دوربین هایمان را توقیف کردند. اواسط برنامه با گوشی هایمان چند تا عکس انداختیم ولی مدیر مدرسه گوشی‌هایمان را هم گرفت تا با خیال راحت و بدون استرس عکاسی برنامه را دنبال کنیم!

دکلمه ی مجید



یکی از بچه ها به اسم «مجید» ابتدای برنامه به روی سن که بسیار زیبا تزئین شده بود رفت و دکلمه‌ای به مناسبت هفته‌ی معلم خواند. آخر دکلمه اش هم گفت: «برای سلامتی آقا بنیامین صلوات!» مدیر مدرسه هم با تشکر از حضور بنیامین و همکارانش هفته‌ی معلم را تبریک گفت و اقدام مجید را کلیدی برای موفقیت‌های بیشتر بنیامین دانست. «براستی چه چیزی ارزشمندتر از این که کودکی از ته دل برای سلامتی ات دعا کند؟ چه چیزی با ارزش تر از لبخندی که به بهانه ی «تو» روی لب های کودکانی نقش  ببندد؛ که دنیایشان بسیار بسیار زیباتر و صادقانه تر از دنیای من و توست... » مدیر مدرسه ادامه داد:‌«امروز بنیامین، بهشت را برای خودش خرید و موفقیت‌های آینده اش را تضمین کرد.»

بنیامین روی صحنه! 


بعد از دکلمه ی مجبد، تعدادی از بچه ها سرود «ای ایران» را اجرا کردند و در نهایت هم نوبت به بنیامین رسید که روی صحنه برود. او بسیار ماهرانه با کودکان ارتباط برقرار کرد و همه‌ی بچه‌ها دوستش داشتند. وقتی روی صحنه رفت، خطاب به جمعیت حاضر در سالن گفت:«اول بگید ببینم چند نفرتون آلبوم 88 رو گوش کردید؟»  همه‌ی بچه ها دستانشان را بالا بردند. بنیامین هم با طنازی خاص خودش گفت: «راستشو بگیدا...! »
بنیامین روی صحنه برای آهنگ اول «دنیا دیگه مثل تو نداره» را انتخاب کرده بود. رو به بچه‌ها گفت: «همه تون «دنیا دیگه مثل تو نداره» رو حفظید دیگه؟ پس همتون باید به من کمک کنید و همرا ه من بخونید.» وقتی از بچه ها تائیدیه گرفت اولین آهنگ را اجرا کرد و با استقبال عجیبی روبرو شد. بیشتر بچه‌ها همراه با بنیامین ترانه را فریاد می‌زدند! انگار نه انگار که آنها کم توان ذهنی بودند.


قهر بنیامین!


بعد از آهنگ اول بنیامین با حالت طنزی گفت: «خب دیگه! مثل اینکه خسته شدید من دیگه میرم!» بچه ها یک صدا فریاد می‌زدند که نه! نرو! و بنیامین ادامه داد:«آخه شما اولش گفتید همه با من می خونید ولی هیچ کدومتون همراهی نکردید. خیلی کم...!» بچه ها داد می زدند دوباره! دوباره!  بنیامین گفت: «دوباره؟ من تا حالا این آهنگ دوباره رو جایی نشنیدم!»

5 ترانه هدیه به کودکان کم توان ذهنی


بعد از دنیا دیگه مثل تو نداره، عاشق شدم و تنگ غروب اجرا شدند. حین اجرای برنامه بنیامین از بچه ها خواست تا آهنگ‌های درخواستی شان را بگویند. یکی از بچه ها می گفت یه ترانه ی خارجی بخون ! بنیامین هم ابتدا لکنت و سپس ترانه ی آی تو را از آلبوم جدیدش اجرا کرد و به دانش آموزی که کار خارجی سفارش داده بود گفت:«اینم یه آهنگ خارجی قشنگ برای تو!» و بعد از یک استراحت کوتاه به درخواست بچه ها و مدیر مدرسه یک بار دیگر دنیا دیگه مثل تو نداره اجرا شد و بعد از اجرای 5 ترانه مدیر مدیر مدرسه به بنیامین و آقای رجب پور و سایر اعضای گروه یک تقدیرنامه همراه با یک هدیه (به نظر می رسید یک کیف صنایع دستی باشد) داد و در نهایت  ابتدا بنیامین، بعد بچه ها و آخر از همه هم ما! سالن را ترک کردیم.

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 و ساعت |

سلام به همه ي طرفداراي بنيامين عزيز

۱ـمن يه چند روزي نبودم توي دنياي اینترنت(يه مشکل برام پيش اومده بود)که الآن تازه 1ساعت که مشکلم رفع شده و در خدمت شما دوستان خوبم هستم..

۲ـمن تازه امروز صبح،آلبوم ۸۸به دستم رسيد.تا اين يک ساعتي که گوش کردم،واقعا قابل تعريف و تمجيد زيادي بود.فوق العاده عالي از آب در اومده.واقعا ارزش سه سال انتظار را داشت

۳ـامروز متن چندتا از آهنگ هاي آلبوم ۸۸ را براتون حاضر کردم،اگه دوستاني هم ميتونن برامون متن ديگر آهنگها را بفرستند،با کمال ميل و اشتياق زيادي منتظر ارسال متن ها هستم

۴ـلذا از همه ي دوستان تقاضا دارم که،لينک هر نوع مصاحبه،عکس و خبر مرتبط به موضوع وبلاگ را ديديد،به اميل من بفرستيد تا در وبلاگ قرار بگيره

۵ـراستي يه موضوع ديگه که ميخوام بگم:از روناک خانم کيا خبر دارن،چون من خودم شخصا دوست دارم که ايشون بيان و به وب خودشون سر بزنن(شايدم ميان و ميبينن)اما من دلم ميخواد که منو راهنمايي کنن( 

یکشنبه 13 اردیبهشت1388 ساعت: 14:4 توسط:روناک
لطفا لینک وب سایت چاوشی رو از پیوندهای وبلاگ حذف کنید... اگه می دونستم آقای فردوس این جوری امانت داری می کنه هیچ وقت وبلاگ رو بهش واگذار نمی کردم... واقعا متاسفم!
 وب سایت   پست الکترونیک [ نظر خصوصی ]

 

اینم از راهنمایی های روناک خانمحالا خودتون قضاوت کنین که من مدیر بدی برای این وبلاگ هستم؟؟میخوام نظرات واقعی و انتقادی بذارین.من
آدم با جنبه و انتقاد پذیری هستم.ولی از حرفای روناک خانم،خیلی ناراحت شدم.من اهل شهرستان هستم.خب منودرک کنین
که باید چقدر وقت و هزینه بذارم رو وب

 

 اینم از لینک فایل word  متن آلبوم ۸۸

http://www.4shared.com/file/104690048/862f5c1a/_2__Benyamin_88.html

اینم از دوتا از سه صفحه کاور  آلبوم ۸۸

http://www.4shared.com/file/103556923/ebdee766/Benyamin_87_88__10_.html

اينم از کاور  آلبوم ۸۸ که توي امريکا و اروپا منتشر شده

http://www.4shared.com/file/103557635/a846534a/Benyamin_87_88__09_.html


 

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در یکشنبه 13 اردیبهشت1388 و ساعت |

سلام به همه ي طرفداراي بنيامين عزيز

عکساي جديدي از بنيامين بهادري عزيز ،که تو وب سايت رسمي خودش بود را براتون ميذارم

اينم لينک عکسها،با اندازه ي اصلي

http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/36.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/37.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/38.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/39.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/40.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/41.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/42.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/43.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/44.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/45.jpg
http://www.benyaminmusic.com/Gallery/Max/46.jpg

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت |

انتظار هواداران بنیامین پایان یافت

          «٨٨» بنیامین منتشر شد...

 نسخه اورجینال و اصلی یادتون نره عزیزان.بعداز دوساعت از انتشار آلبوم 88 بنیامین،برای
دانلود رو سایت خبیث .......... قرارگرفت




 

 آلبوم جدید بنیامین بهادری با نام «۸۸» امروز (سه شنبه 8/2 / 88) به صورت همزمان در ایران و آمریکا منتشر شد.این آلبوم شامل ۱۷ قطعه است تمام ترانه‌ها را فرید احمدی سروده است.
 آهنگسازی کلیه قطعات را بنیامین انجام داده است و پیام شمس نیز به عنوان تنظیم کننده در تولید این آلبوم همکاری داشته است.
«۸۸»در قالب زیبا و همراه با کاتالوگی که شامل عکس‌های ومتن ترانه ها و توضیحات خود بنیامین راجع به قطعات است منتشر شده است.
در کاتلوگ همراه آلبوم از محسن رجب پور و غلامعلی علمشاهی به عنوان تهیه‌کننده‌های کار نام برده شده است.
برای حمایت قاطعانه از آلبوم 88 بنیامین عزیز واطلاعات کامل‌تر این آلبوم را اینجا ببینید...


 

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت |

 منبع==>>وب هنر هفتم (http://www.artcm.ir) امید محمود زاده ابراهیمی

گفت‌وگو با بنیامین بهادری در آستانه انتشار آلبوم ۸۸

 

هیچ خواننده‌ای بنیامین را تكرار نكرد 

.:: مجید رئوفی ::.

چند روز پیش از انتشار آلبوم «88» از بنیامین، گفت‌وگوی بلندی با این ستاره موسیقی پاپ انجام دادیم كه بخش‌هایی از آن را می‌خوانید. در موسیقی بی‌ستاره‌ ما، ظهور «پدیده بنیامین» بسیار مغتنم است. كسی كه در كمتر از پنج‌ماه توانست از یك چهره كاملا ناشناس به بیلبوردهای تبلیغاتی شهر راه پیدا كند. طبیعی است كه در چنین شرایطی، مخالفان هم شروع به كار می‌كنند. بنیامین اما به وضوح نسبت به 3 سال گذشته رشد كرده و به جریانات جامعه موسیقی اشراف كامل پیدا كرده است. قطعا با انتشار آلبوم «88» او دوباره به سطح اول موسیقی ما باز خواهد گشت و رسانه‌ها او را در صدراخبار خود قرار خواهند داد.

 

بعد از موفقیت بی‌نظیر آلبوم 85 ما امروز منتظر آلبوم 88 هستیم. یعنی سه سال از تاریخ انتشار آلبوم اول كه توانست ركوردها را جابه‌جا كند، گذشته. سه سال زمان زیادی برای انتشار آلبوم دوم یك هنرمند موفق به نظر می‌رسد.


این زمان زیاد، مناسب بوده یا غیر مناسب؟


البته می‌خواهم نظر شما را بدانم اما من فكر می‌كنم، دو نوع می‌توان به این موضوع نگاه كرد. طرف مثبت ماجرا این است كه عطش و انتظار برای شنیدن آلبوم‌دوم بنیامین به اوج رسیده و سویه منفی‌اش هم این است كه در این سه سال، تقریبا سكوت برقرار بوده. در سایر نقاط دنیا، یك موزیسین و خواننده موفق خیلی كارها می‌كند، تك‌آهنگ منتشر می‌كند، برای آلبومش تور می‌گذارد و...


شرایط اینجا كمی متفاوت است و عملكرد ما باید مطابق شرایط باشد. تجربه ثابت كرده كه حركات برخلاف شرایط موجود، كار عاقلانه و در امتداد یك پروژه بلندمدت نیست. بعد از انتشار آلبوم اول، احساس كردم یك‌سری اتفاقات خیلی سریع برای بنیامین افتاده و در جریان است؛ آلبوم با سرعت بسیار بالایی مطرح و متعاقب آن بنیامین به یك چهره تبلیغاتی تبدیل می‌شود. آهنگ‌هایش یك فیلم با فروش پایین را به سطح استانداردی از فروش می‌رساند. برای اولین‌بار، در تبلیغات فیلم روی نام خواننده مانور می‌دهند و به بازیگر و سایر عوامل توجهی نمی‌كنند. كنسرت سوئد هم چند ماه بعد انجام می‌شود و یك چهره تازه به‌عنوان نماینده خواننده‌های آن زمان در یك جشنواره بین‌المللی شركت می‌كند. این اتفاقات خیلی سریع رخ داد.


وقتی می‌گویید «سریع» موضع‌تان چیست؟ این اتفاقات، خوب بوده‌اند یا...


برای ما كه خوب بود. چون كارمان را انجام می‌دادیم. اما احساس كردیم این اتفاقات خوب از ابعاد مختلف دارد به ضررمان تمام می‌شود. ما پتانسیل زیادی داشتیم و داریم كه كارهای زیادی انجام دهیم، اما جریانات پشت سر هم، بار مخالفت‌های بی‌جهت با ما را افزایش می‌داد. یكی از دشمنان بزرگ انسان‌ها، مخالف بی‌جهت است. چون دلیلی برای مخالفتش ندارد، خطرناك‌ترین دشمن است. مخالف دانا به یك دلیلی با تو مخالفت می‌كند، اما وقتی او را قانع می‌كنی كه این دلیل درست نیست، توجیه می‌شود یا او نظرش را به تو ثابت می‌كند كه در نهایت به نفع توست. مخالفان بی‌جهت ما زیاد شدند. البته نه به تعداد، بلكه تاثیرشان زیاد بود.


این مخالفت‌ها را احساس می‌كردید؟


یكسری بودند كه احساس می‌كردند موفقیت آلبوم 85، اتفاقی است و در هر صورت بنیامین را انكار می‌كردند. تعدادی بودند كه به هر دلیلی عقیده داشتند نباید بنیامین یا هر كس دیگری در این شرایط در كشور مطرح شود. در هر صورت به این نتیجه رسیدیم كه بهتر است یك دوره سكوت داشته باشیم و به كارهای تحقیقاتی درباره فعالیت‌های آینده، بپردازیم. من در همان سال 85 با تعدادی از دوستان به نموداری رسیدیم كه موسیقی ایران تا سال 90، این مسیر را طی می‌كند و به این نقطه می‌رسد. البته آنچه ما به آن رسیده بودیم، دو سال زودتر اتفاق افتاد. به هر ترتیب، این سكوت سه ساله، برای خودم خیلی مفید و خوب بود. هرچند ممكن است برای كسانی كه بنیامین را دوست داشتند، طولانی به نظر برسد.


دوری از صحنه برای یك ستاره تازه متولد شده، خطرناك نیست؟


از این جهت كه بترسیم بنیامین فراموش شود، نه. مردم از یك خواننده، آهنگ خوب می‌خواهند. وقتی تو، آهنگ خوب داری، هوادارانت هم همچنان هستند. وقتی آهنگ خوب نداری، ممكن است از ذهن‌‌ها پاك شوی. اما در هر صورت، بدتر از ورودت نیست كه اصلا نمی‌دانستی چه اتفاقی قرار است رخ بدهد.


البته نمی‌توان كتمان كرد كه چند ماهی است انتظار شدیدی برای انتشار آلبوم جدید به وجود آمده و این، نكته مثبتی است.


چرا قبلا این انتظار نبوده؟ این صحبتی است كه با محسن رجب‌پور هم داشته‌ایم. یادت می‌آید كه آن اوایل می‌گفتند این موفقیت، صرفا یك تب موقتی است. تب كه خوابید، پس چرا پس از سه سال، خیلی‌ها منتظر آلبوم جدیدند؟ چون آلبوم 85 یك خاطره قشنگ بود كه شبیه‌اش اتفاق نیفتاد. باور كنید اصلا قصد ندارم برای خودم تبلیغ كنم. اما خیلی‌ها می‌گفتند خواننده دیگری می‌آید و جای بنیامین را می‌گیرد.


و واقعا این اتفاق نیفتاد؟


به همین دلیل، مردم خاطره خوشی از آن آلبوم دارند كه تكرار هم نشده كه كات می‌شود به خاطره بعدی. اگر اتفاق خوبی در این میان افتاده بود، مطمئن باش كه مردم منتظر شنیدن آلبوم بنیامین نبودند، كما اینكه منتظر شنیدن آلبوم خواننده‌های موفق دیگر هم نشدند كه قبل از من ظهور كرده بودند. برخی از دوستان كه فوق‌العاده موفق بودند و كارهایشان هم واقعا شنیدنی و ارزشمند بود، نتوانستند آن خاطرات خوش را تداوم ببخشند و سطح كار را بالا ببرند. بعضی وقت‌ها واقعا سكوت لازم است. می‌گویند «بعضی آدم‌ها كه بلدند خیلی خوب حرف بزنند، بلد نیستند سكوت كنند.» واقعیت این است كه ما می‌توانستیم هر سال یك آلبوم موفق منتشر كنیم اما اتفاقاتی افتاد كه ترجیح می‌دهم امروز درباره‌اش حرف نزنم. اما قطعا دلایل اصلی این سكوت را در زمان مناسب خواهم گفت.


یعنی در این مدت مشكلی به وجود آمده بود؟


نه اصلا. برخی شاید فكر كنند كه مشكل مشخص قانونی در این میان وجود داشته كه اصلا اینطور نیست و من حتی یك روز هم ممنوع‌الفعالیت نبودم. از آن سمت، هیچگاه مشكلی وجود نداشته، اما قطعا بعدها درباره این سكوت صحبت می‌كنم.


در میان صحبت‌ها به مخالفان بی‌جهت هم اشاره كردید. چون می‌دانم كه با یك دیدگاه كاملا جامعه‌شناسانه به موسیقی و كارت توجه می‌كنی، این سوال را مطرح می‌كنم. این مخالفت‌ها به دلیل دیدگاه ضدستاره جامعه نیست؟


جامعه ضدستاره نیست اما تجربه زیادی در ارتباط با ستاره ندارد. قاعدتا بی‌تجربگی، مخالفت نیست. انسان‌های جامعه اساسا ضدستاره نیستند.


آدم‌ها دوست ندارند كسی را كه به جایگاه بالایی دست پیدا می‌كند، آنچنان به زمین بزنند كه دیگر نتواند از جایش بلند شود؟


یك روز با آقای رجب‌پور به فرهنگسرای نیاوران رفته بودیم. آلبوم 85 به بازار آمده بود و دوره اوجش را طی می‌كرد. دوستی آمد پیش ما و گفت: «مردم مهربان ما، با وجود حسن‌نیت‌شان ستاره‌كشی را دوست دارند. چون فكر می‌كنند این طوری ستاره ماندگارتر می‌شود.» گفتم: «چه‌طور به چنین چیزی رسیده‌ای؟» گفت: «ببین رستم را كشتند. ستاره خودشان را كشتند.» منظور دوستم این بود كه نباید متوقف شوی. مردم در این مدت تجربه‌شان در برخورد با ستاره‌ها زیاد شده اما مخالفان بی‌جهت هستند كه خطرناكند. هر چند كه تعدادشان بسیار كم است.

گفتی كه می‌توانستی هر سال یك آلبوم موفق منتشر كنی. این مساله نشان می‌دهد كه به كارت اعتقاد و اعتماد كامل داری و این قابل تحسین است. اما از یك سو، این مساله را در ذهن‌ها ایجاد می‌كند كه نكند بنیامین نگران بوده تا آن اتفاق بی‌نظیر تكرار نشود.


طبیعی است كه نگرانی هم وجود داشته باشد اما ما هیچ‌وقت نگرانی‌مان را در زمان حل نمی‌كنیم. این نگرانی باید در میزان انرژی‌ای كه صرف می‌كنیم، حل شود. سه سال و 10 سال و یك سال تفاوتی ایجاد نمی‌كند. یك استاندارد نسبتا مشخص برای زمان تولید یك آلبوم وجود دارد كه نهایتا دو برابر می‌شود، دلیلی ندارد كه پنج برابر شود. ما یك آلبوم حرفه‌ای را در شش ماه تولید می‌كنیم. اینكه سه سال وقفه میان انتشار آلبوم‌ها ایجاد شد، به من و گروه همكارم ارتباطی نداشت.
ولی به نكته‌ای كه دنبالش هستم، نرسیده‌ام. وقتی ستاره سینمای ما به هر دلیلی نمی‌تواند در عرصه بازیگری فعالیت كند، با یك تیم والیبال به عرصه باز می‌گردد. در فلان نشریه فعالیت می‌كند. یك مصاحبه آنچنانی انجام می‌دهد. به هر حال فعالیتی می‌كند تا نشان دهد همچنان در عرصه است. اما ما بیش از دو سال است كه هیچ خبری از بنیامین نشنیده‌ایم.
شیوه‌های مختلفی وجود دارد كه مطابق با ایده هر كس انجام می‌شود و باید به آن احترام گذاشت. من، این شیوه‌ها را قبول ندارم.


ذاتا این حواشی را دوست نداری یا سیاست‌كاری‌ات است؟


مجموعه اینهاست. من می‌گویم یا تو هستی یا نیستی. بقیه‌اش، اضافه‌كاری است. دوست ندارم چون در عرصه موسیقی نیستم و سكوت كرده‌ام، بروم كار عجیب و غریبی انجام بدهم. مردم من را با آهنگ‌هایم می‌شناسند، یك بازیگر را با فیلم‌هایش می‌شناسند و یك مدل را با برندی كه تبلیغ می‌كند. فوتبالیست را هم با بازی‌اش در زمین چمن می‌شناسند. مردم بنیامین را با آهنگ‌هایش شناخته‌اند نه چیز دیگری. مخاطب از بنیامین انتظار شنیدن آهنگ دارد. اگر سه ماه آهنگ نخوانم و كار دیگری انجام دهم، دیگر مطابق انتظار مردم كار نكرده‌ام. به‌ویژه اگر این تجربیات طولانی شود، ضررش بیشتر می‌شود. اضافه‌كاری‌ها در كارنامه یك هنرمند ثبت نمی‌شود و البته آنچنان به دانسته‌ها و تجربیاتش هم اضافه نمی‌كند.


مثل تجربیات بعضی بازیگرهاست كه می‌خواهند خواننده هم باشند؟


من با كلیت این ماجرا مخالف نیستم. یك خواننده در فیلمی بازی می‌كند و اگر موفق شد، نهایتا در فیلم دوم هم بازی می‌كند. یك بازیگر هم آلبومی منتشر می‌كند و اگر با استقبال روبه‌رو شد، دومی را هم به بازار می‌دهد. اما اگر بخواهی مدام به شاخه‌های مختلف سرك بكشی، تمركزت را از دست می‌دهی. موسیقی و سینما البته به هم مرتبط‌اند، اما اگر قرار یا امكانش نیست كه یك خواننده در یك زمان مشخص كار كند، اشتباه است كه به كار دیگری دست بزند تا دیده شود. به‌نظرم، دست و پا زدن بی‌مورد است.


راستی، آن نموداری كه درباره‌اش صحبت كردید، موسیقی‌ ما را در سال 90 در چه موقعیتی نشان می‌داد و چرا اصلا به فكر پیش‌بینی نقشه موسیقی پاپ افتادید؟


باید برای زمان انتشار آلبوم برنامه‌ریزی كرد. آهنگساز و خواننده‌ای كه می‌خواهد از زمان عقب نماند، باید برای زمان درست، نقشه داشته باشد. به ویژه اینكه با یك مدیر موسیقی موفق مثل محسن رجب‌پور همكار باشی. من در زمان انتشار آلبوم 85، صرفا می‌دانستم كه رجب‌پور یك مدیر موفق است، اما نمی‌دانستم كه آیا مدیران دیگری هم در سطح او هستند یا نه. بعد از گذشت این سال‌ها می‌توانم به این همكاری افتخار كنم. وقتی با رجب‌‌پور كار می‌كنی، هر چیز دقیق است. تلرانس جابه‌جایی‌های فعالیت‌هایش بسیار كم است و می‌دانیم كه در ایران، این داستان یعنی بهترین شرایط. در همه جای دنیا، یك خواننده و آهنگساز امروز روی آلبومش كار می‌كند و بلافاصله بعد از آماده شدن آلبوم، آن را به بازار عرضه می‌كند. اما ما روی آلبومی كار می‌كنیم و می‌دانیم كه این آلبوم مثلا شش ماه دیگر باید به بازار بیاید. پس باید بدانیم كه در این مدت، چه اتفاقاتی خواهد افتاد. اگر ندانی، آلبومت به بازار می‌آید و مردم گوش نمی‌كنند. دلیلش این است كه مردم از تو عبور كرده‌اند.


دقیقا خواننده موفقی داشتیم كه دو آلبوم پیاپی به بازار داد كه همه امیدها را نقش بر آب كرد. آلبوم آرامش در زمان نامناسبی منتشر شد و آلبوم اكتیوش در زمان نامناسب دیگری.


در این مدت، پیشنهادات زیادی از طرف برخی دوستان می‌شد كه مثلا همان آهنگ‌های موفق قدیمی را در بیست مدل مختلف ریمیكس كن و به بازار بفرست اما فكر می‌كنم این فعالیت‌ها هم اضافه كاری است و «با مردم بازی كردن» است. البته اگر یك كار ویژه را در یك زمان ویژه به صورت ریمیكس به بازار بدهی، مردم هم لذت می‌برند. اما اگر مبنای كار را بر تغذیه مستقیم از گذشته موفق‌ات بگذاری، تمام می‌شوی.


مطابق پیش‌بینی‌های شما از وضعیت موسیقی امروز چه كار ویژه‌ای باید به بازار داد تا موفق شود. ضمنا امروز چه ویژگی مشخصی دارد كه شما در آن نمودار به‌ آن رسیده بودید؟


من به پیام شمس‌[تنظیم‌كننده آلبوم 88] گفتم كه باید كاری كنیم كه هیچ جای دنیا اتفاق نمی‌افتد. پیام گفت مگر می‌شود؟ به هر حال ما تكنولوژی را از یك جا می‌گیریم... ما باید چنین كاری می‌كردیم. نتیجه‌اش باید این می‌شد كه كار ما مختص خودمان باشد. با فرید احمدی [ترانه سرای آلبوم‌های 85 و 88] هم از قبل صحبت‌هایمان را كرده بودیم و می‌دانستیم چه باید بكنیم. جزئیات تغییرات موسیقی را دنبال كردیم و مطابق زمان تلاش كردیم كارمان كاملا نو باشد. هرچند یكی، دو ماه قبل، مجبور شدم دو قطعه جدید را به مجموعه اضافه كنم. این قدر سرعت تغییر جریانات موسیقی و ذائقه‌های مردم بالاست كه ما هم از بعضی‌هایش جا ماندیم.


یعنی واقعا شبیه این كار، هیچ جای دنیا انجام نشده؟


نه، می‌گویند به فلان قله فكر كن تا به دامنه‌اش برسی. به هر حال ذهنیت كسان دیگری كه در این مدت كار كرده‌اند، بر ما تاثیر می‌گذارد. همان‌طور كه ذهنیت‌ ما روی صدها نفر تاثیرگذاشته. نمی‌توان گفت این اتفاق، هیچ جای دنیا نیفتاده ولی می‌توانم بگویم در نوع خودش دلچسب و جذاب است.


چون من كارها را شنیده‌ام، این ایده را تایید می‌كنم.


ضمنا. من الان دنبال این ماجرا هستم كه مردم از این آلبوم لذت ببرند و از طرفی ما حرف واقعی زده باشیم. برخی فكر می‌كنند چون این ژانر، موسیقی پاپ است، گیشه را باید به هر قیمتی فتح كرد. موفقیت پاپ را از تعداد مخاطبانش می‌شناسند اما، ما به‌عنوان یك هنرمند نباید هر ابزاری را برای رسیدن به هدف در دست بگیریم. ما از «عشق» گفته‌ایم كه مردم همیشه دوست داشته‌اند و همیشه دوست خواهند داشت. یكی به من می‌گفت: «از كجا به ذهن‌تان رسید كه بگویید عاشق شدم، كاش ندونه.» گفتم چون، واقعیت را نوشتیم. حسی است كه همه دنیا آن را می‌فهمند.


درباره تاثیر و تاثر موسیقی صحبت كردید. بعد از انتشار آلبوم «85» موج جدیدی از تقلیدها آغاز شد. بعضی‌ها تلاش كردند شبیه شما، با بغض و سوز بخوانند. تنظیم‌ها به سمت كار شما جریان پیدا كرد. خیلی‌ها تلاش كردند از اشعار سهل و ممتنع فرید احمدی كپی‌برداری كنند. در واقع كپی‌های دست چندمی از قطعات آلبوم 85 به بازار آمد. اما برخی هم بودند كه خیلی آگاهانه و هوشمندانه و حتی با یك دید مهندسی، تلاش كردند از آلبوم 85 الگوبرداری كنند. شبیه بنیامین نمی‌خواندند اما مثلا از نوع ملودی‌پردازی بنیامین الگوبرداری می‌كنند.


مثلا كی؟


مثلا حمید عسگری. من خودم چند قطعه او را دوست دارم اما وقتی چندبار قطعه «هیچكس مثل من تو رو دوست نداره» او را با «دینا دیگه مث تو نداره» شما مقایسه می‌كنم، به یك تقطیع هجایی مشابه می‌رسم.


البته من واقعا این كار را تحسین می‌كنم. چون آقای عسگری كه از دوستان خوب من است، می‌داند كه صدایش شیبه من نیست و شبیه خواننده دیگری است اما موتیف ملودی‌ها را خوب درآورده. مثلا ملودی آرام است اما یك دفعه اوج می‌گیرد. دقیقا مثل یك بخش دیگر «دنیا دیگه مث تو نداره». من این كار را تحسین می‌كنم. چون نتیجه كار، نتیجه خوبی است و مردم دوست دارند. اما یكسری كار می‌كنند كه همه ابتدا می‌گویند بنیامین است. اما «بنیامین» نیست و كار را هم اشتباه خوانده‌اند و خراب كرده‌اند. ناگهان شهر، شلوغ می‌شود. اما در كلیت ماجرا، این شلوغی هم ایرادی ندارد. چون در شلوغی می‌توانی خودت را ثابت كنی. من كلا با این تقلیدها مشكلی نداشتم.


هیچ وقت اذیتت نكرده؟


نه واقعا. فقط غصه می‌خوردم كه كار را خراب كرده‌اند.


یعنی با تقلید مشكل نداری؟ بعضی‌ها می‌گویند وقتی مقلد زیاد می‌شود كه كار موفق است. در واقع تعداد بیشتر مقلد، باعث جا افتادن یك سبك می‌شود.


تقلید برای یك هنرمند لازم است اما در دوره فعالیت آماتوری. در دوره‌تمرین و آزمون و خطا، تقلید لازم است. مثلا خود من، آن اوایل كه آهنگسازی می‌كردم و ساز می‌زدم، نوع خواندن و صدا و همه‌كارهایم شبیه یك خواننده دیگر بود.


كدام خواننده؟


دقیقا شبیه تورج شعبانخانی می‌خواندم ولی وقتی وارد فرآیند حرفه‌ای می شوی، باید آن تقلید هم تمام شود. حالا باید برند و امضای خودت را داشته باشی. مخاطب هرگز نباید تقلید را ببیند و بشنود. بازیگرها هم در دوره بازیگری ممكن است از یك بازیگر الگو بگیرند و حركات و سكنات او را تقلید كنند، اما وقتی در فیلمی ظاهر می‌شوند، ادامه این تقلید، باعث مضحكه شدن بازیگر می‌شود. تقلید یك جایی برای هنرمند لازم است اما وقتی كاری به مرحله انتشار می‌رسد، در بهترین حالت، حكم دزدی را دارد. اگر اینطوری بود، در آمریكا 200 تا جاستین تیمبرلیك می‌دیدی. صدتا انریكه می‌دیدی ولی نیست. چون آنجا می‌توانی به دادگاه بروی و ثابت كنی كه فلان خواننده، «برند» مرا دزدیده. در اروپا و آمریكا جرات نمی‌كنند حتی یك اورتور از كار آهنگساز دیگری استفاده كنند.

بپردازیم به آلبوم «88». خودت شخصا چقدر به موفقیت آلبوم امیدواری؛ تكرار موفقیت عظیم آلبوم قبل قطعا كار آسانی نیست.


من اصلا به دنبال تكرار نیستم. یك‌بار تو از مردم رایی گرفتی. آن را كسب كرده‌ای. تكرار آن موفقیت، چه جذابیتی باید داشته باشد. من الان دنبال تكرار آن نوع موفقیت نیستم.


موفقیت دوباره نشان می‌دهد كه آن داستان، اتفاقی نبوده و یك استعداد فوق‌العاده هست كه همچنان می‌تواند زایش داشته باشد.


من نوع دیگری به قضیه نگاه می‌كنم. دامنه آن موفقیت در یك نمودار كلی مسیر مثبتی دارد. نمی‌توانیم كه زمان را به سه سال و نیم قبل برگردانیم. وقتی كسی، اسمی به نام بنیامین را نشنیده و آن صدا به گوشش نخورده ناگهان با یك آهنگ روبه‌رو می‌شود كه می‌گویند صدای بنیامین است. این مساله چه انرژی‌ای به تو می‌دهد! تكرار آن مساله كه عملی نیست. چون مردم امروز بنیامین را می‌شناسند. اما به نظر من دامنه كاری آلبوم «88» بسیار خوب است. و من می‌توانم یك روند روبه رشد ملموسی را داشته باشم كه دیده و شنیده شود.


وقتی همه ركوردها شكسته می‌شود چه انگیزه‌ای باید ایجاد شود كه كار دوم بهتر از كار قبلی شود.


در ایران شاید آن اتفاقی كه باید می‌افتاد، افتاد. برایم ماندگاری آن خاطره خوش، جذاب است. الان، نگاهم به ورای مرزهاست. امروز اگر قرار باشد بنیامین به‌عنوان یك نماینده از موسیقی پاپ ایران در یك جشنواره بین المللی شركت كند، باید كاری ارائه كند كه بقیه هم بپسندند. اولین گام در این راه، كاری است كه محسن رجب‌پور انجام داده كه آلبوم اورژینال 88 همزمان با ایران در تمام دنیا پخش می‌شود. این یك گام بسیار بزرگ است. ما در قطعات خودمان هم كارهایی كرده‌ایم كه پایه‌ای باشد برای این هدف. این یك اتفاق بزرگ‌تر است كه نیاز به یك انرژی جمعی دارد. واقعا یك پشتوانه چند میلیون نفری می‌خواهد. در این صورت، موسیقی ما هم می‌تواند در دسته‌بندی موسیقی‌های خوب بین‌المللی قرار بگیرد كه نه‌فقط فارسی زبان‌ها كه همه دنیا گوش كنند.
یك ماجرای دیگر هم در این میان وجود دارد. یك نگاه عمومی و البته مخالف‌خوان وجود دارد كه می‌گوید هیچ‌یك از خواننده‌های موفق ما، نتوانسته‌اند دو آلبوم پیاپی پرفروش را به بازار بفرستند. نمونه‌هایش هم فراوان است؛ فریدون، احسان خواجه‌امیری و... بعضی از رقبای شما را دیده‌ام كه می‌گویند حالا بگذار آلبوم بنیامین هم بیرون بیاید، ببینیم می‌تواند آن موفقیت را تكرار كند یا نه. البته موسیقی پاپ هم طی دو سال گذشته، اصلا روی موفقیت را ندیده و هیچ‌كس مطابق انتظارات ظاهر نشده است.
من هم این مساله را شنیده‌ام ولی این مساله انرژی بیشتری به من می‌دهد. وقتی می‌بینم یكسری آدم‌ها می‌خواهند من نباشم، انرژی بیشتری می‌گیرم.


یعنی عده‌ای هستند كه دوست دارند بنیامین دیگر نخواند؟


بله. (می‌خندد) البته اینها كه شوخی است.اما من یاد گرفته‌ام هم از تعریف و تمجید و هم از انكار اطرافیانم، انرژی بگیرم. ادب را هم باید از بی‌ادبان آموخت و هم از باادبان. بعضی‌ها با ادله درست، كار را نقد و حتی انكار می‌كنند كه باعث می‌شوند یك هفته به مساله فكر كنم. اما وقتی پایه صحبت‌ها بر هیچ استوار باشد، كوچك‌ترین تاثیری رویم ندارد. حتی به آن فكر هم نمی‌كنم و برایم شوخی است. حتی اینكه بگویید هر كس كار موفقی داشت، كار دومش موفق نخواهد شد، هم شوخی است. خیلی‌ها بودند كه كاردومشان هم بسیار خوب بوده. وقتی آلبوم اولم را تمام كردم و كارهای آلبوم دومم را شروع كردم، احساس كردم كه آلبوم اولم است. دوستان دیگر من وارد این وادی می‌شوند كه پول بیشتری به دست آورند. با خودشان می‌گویند مردم كه ما را می‌شناسند و آلبوم را می‌خرند. پس یكی دو قطعه خوب در آلبوم می‌گذارند و شش هفت قطعه بسیار معمولی را هم به آن اضافه می‌كنند و در نتیجه مردم هم آن استقبال لازم را از كار نشان نمی‌دهند. من اصلا با این نگاه به آلبوم نگاه نكردم. قراردادی كه ما درباره آلبوم دوم داشتیم، ساخت 12 قطعه بود. من علاوه بر 12 قطعه، 5 قطعه كوتاه هم ساختم و به مجموعه اضافه كردم. البته بعدا به نتیجه رسیدیم و قرارداد را عوض كردیم. خودم به این فكر می‌كردم كه كارم را باید كامل انجام بدهم. اصلا به این قضیه فكر نكردم كه یك كاری را انجام داده‌ام، حالا كمی هم درآمد بسازم. هنوز هم فكر می‌كنم كه «88» آلبوم اولم است.


یكی از نكات مهم آلبوم اول نوع تحریرهای تو بود كه با صدای نفس‌هایت هم تركیب جدیدی ساخته بود. این مساله در قطعات آلبوم جدید كمی كمرنگ شده. خیلی‌ها در طول 3 سال گذشته، انواع بغض‌ها و گریه‌ها و نفس‌ها را در قطعاتشان آورده‌اند. به‌ویژه در زیرزمینی‌ها این مساله نمود بیشتری دارد. دلیل اصلی كمرنگ‌تر شدن این مساله، همین تقلیدهای فراوان نبوده.


من در موسیقی ایرانی، نشنیده بودم كه كسی مثلا نفس‌هایش را كات نكند. من وقتی با تو حرف می‌زنم، نفس می‌كشم و شاید مكث كنم. اول كار كه به نیما وارسته ایده‌ام را گفتم، یكی دو روزی نمی‌توانست با آن كنار بیاید. البته بعدا به این نتیجه رسید كه این كار را انجام دهیم. جدیدا یكی از دوستان به من می‌گفت: «یك كار جدیدی كرده‌ام كه خیلی جالب است. می‌خواهم خط تنفس بگذارم در كارم.» گفتم: «خط تنفس دیگر چیست؟ من نیامدم دوباره نفس بكشم و بگذارم روی كار. من واقعا همان‌طوری خواندم. این‌طور نبود كه مثلا قطعه‌ای را عادی خوانده باشم و بعد بغض كنم و با بغض بخوانم و روی قبلی میكس كنم.» اما اینكه چرا كمی این مساله در آلبوم جدید كمرنگ‌تر به نظر می‌رسد! هر نتیجه‌ای كه روز اول به دست می‌آوری، عموما غلیظ است و تو هم‌آن را پررنگ اجرا می‌كنی. رفته‌رفته به پختگی نزدیك می‌شویم. حس را همچنان به شكل قوی داریم اما اگر كمی كمرنگ‌شده، به نقطه اصلی رسیده‌ام. قرار نیست یك آلبوم نفس بدهیم.


مثل همان دوست‌تان.


بله. قرار است محتوای اصلی از طریق ملودی و با صدای خواننده به گوشی مخاطب برسد.

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت |

سلام دوستان عزیز

اینم جدیدترین مصاحبه بنیامین بهادری با نشریه چلچراغ که در خواست کرده بودین

با تشکر ویژه از خانم "مهسا خواجه دهی(http://www.mahsa1367.blogfa.com )مدیر کلوب بنیامین)که این لینک را برای کلوب آیدی من(داداش علی)ارسال کردند

جدیدترین مصاحبه بنیامین با نشریه چلچراغ

گفتگو با خواننده ی رکوردشکن دیروز

پته بنیامین را روی آب می ریزم!

 

اولین گفتگوی بنیامین برای دومین آلبومش هم، مثل اولین آلبومش با چلچراغ است. البته دفعه قبل گفتگو را بعد از حدود سه هفته-به دلیلی تعطیلات عید- کار کردیم، اما این بار اوضاع فرق می کند. بنیامین اسم این آلبومش را هم طبق سالی که آلبومش در آن نشر شده، گذاشته است. اولین آلبوم امسال، آلبومی hit است. او در این آلبوم علاوه بر تعداد زیاد آهنگ ها روشی از انتخاب آهنگ ها را هم برای بار اول باب کرده است. او نمونه ای از یک نسل سومی عصیانگر است که در نهایت خونسردی و آرامش همه حرف های منتقدانه و حتی تخریب گرانه اش را بدون تعارف می گوید و حتی رعایت خودش را هم نمی کند. این بار با او بیشتر درباره بنیامین و کمتر درباره موسیقی حرف زده ایم.

 

 

پس از آن طلوع آخر...  

 

از آلبوم قبلی ات حدود سه سال و یکی دو ماه می گذرد. در این مدت خیلی کمرنگ بودی، چیکار می کردی؟

روزهای اول، همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. این اتفاق های سریع همه چیز را به هم ریخت.

چی سریع اتفاق افتاد؟

اولش که آلبوم با سرعت زیاد مطرح شد. بلافاصله بعد از آن سه ترانه برای فیلم خواندم. بعدش در سوئد کنسرت داشتم. قبل از آن برای یک برند و محصولاتش عکس هایم روی بیلبوردها رفت. دو کلیپ همزمان را داشتم ضبط می کردم که نیمه کاره ولشان کردم و... همه اینها در چهار، پنج ماه اتفاق افتاد و هضم کردنشان برای من نیاز به زمان داشت. ضمن اینکه بدم می آمد یک دوران سکوت داشته باشم.

خواستی ریکاوری کنی؟

ریکاوری نبود. سکوت بود، برای اینکه ببینم اوضاع چطور است. یک مقدار هم فشارها اذیتم می کرد و می خواستم از فضا دور باشم. البته فشارها از طرف شخص یا جای خاصی نبود، ولی ترجیح دادم سکوت کنم.

اتفاقا می خوساتم به فشارها برسم، یک شایعه به وجود آمده که بعد از کنسرت سوئد، تو ممنوع الفعالیت شدی و باید دوره اش را بگذرانی. کنسرت و آلبوم ندادن و دیده نشدنت هم این شایعه را تقویت کرد.

من تا الآن یک روز هم ممنوع الفعالیت نبوده ام. ممنوع الفعالیت موضوعی نیست که با یک شایعه جان بگیرد. اگر کسی ممنوع الفعالیت باشد آنقدر تابلوست که همه متوجه می شوند. خیلی از وقت ها که با محسن رجب پور یا سایر دوستانم صحبت می کردیم، به این نتیجه رسیدیم که می توانیم کمی کندتر عمل کنیم و بگذاریم آن جریان سریع زمان دیگری اتفاق بیفتد.

این کند بودن منجر به فراموشی نمی شود؟

فکر نمی کنم. مردم اینقدر هم فراموش کار نیستند.

اتفاقا من برعکس فکر می کنم.

بستگی دارد از چه زاویه ای به آن نگاه کنی. مردم من یا بقیه خواننده ها را با چه چیزی می شناسند؟ با آهنگ هایمان. حالا اگر نگوییم آهنگ خوب. دوباره هم ممکن است با آهنگ خوب و تازه تر بشناسندمان.

به شرطی که این اتفاق خوب بیفتد.

من به این آلبوم هم امیدوارم. سه سال برایش وقت گذاشته ام.

قبول داری چند سال یکبار سلیقه مردم عوض می شود؟ خوب و بدش را کار ندارم.

قبول دارم، ولی سلیقه ما هم در آهنگسازی عوض می شود.

اصلا قصد مقایسه ندارم. اگر با تو و موسیقی ات مردم موسیقی ترنس گوش کردند، الآن ساسی مانکن و شش و هشت گوش می کنند.

حالا من یک نکته را بگویم. اگر من آلبوم دومم را شش ماه یا یک سال بعد از آلبوم به بازار می دادم و تا امسال به جای اینکه آلبوم دومم را منتشر کنم، آلبوم پنجم را منتشر می کردم، نه خودم و نه مخاطبانم اینقدر تغییر در بنیامین را حس نمی کردند، آن زمان که آلبوم 85 آمد بنیامین یک اتفاق شد.

اتفاق یا تب؟

فکر می کنم اتفاقی بود که تب شد.

جدا از این سه سالی که برای آلبوم دومت وقت گذاشته ای و با توجه به شلوغی بازار موسیقی چقدر به موفق بودن آلبومت امیدواری؟

امیدورام موفق باشد، اتفاقا من این شلوغ کاری ها در موسیقی را دوست دارم. باعث می شود که یک کار متفاوت تر بهتر دیده شود. با مجاز و غیرمجازی اش هم کار ندارم.

بعد از موفق بودن آلبوم اولت بعضی از دوستان مثل خبرنگارانی که با تو ارتباط داشتند، می گفتند که تو عوض شده ای و بد اخلاق شده ای، خودت را می گیری، تماس ها را قطع می کنی و... این اتفاق ها واقعی بود یا جوگیر شده بودی؟

خودت می دانی که هیچ وقت این طور که می گویند نبوده است.

لاید چیزهایی بوده که گفته اند. یعنی اصلا جوگیر نشده بودی؟

هیچ وقت جوگیر موفقیتم نبوده ام. دلیل ندارد که باشم. چند روز پیش یکی از دوستان موزیسین داشت راجع به آلبوم اول و خودم تعریف می کرد. حرفش را قطع کردم و گفتم این طور که تو داری درباره من حرف می زنی، من به خودم شک می کنم. فکر می کنم درباره یکی دیگه حرف می زنی. این طور که تو فکر می کنی آن آلبوم اتفاق بزرگی نبود.

ولی یکبار که در پشت صحنه کنسرت آریان، همراه پیام شمس دیدمت، اینقدر سرد برخورد کردی که شایعه ها را باور کردم.

نه بابا بزرگش نکن. بعضی رفتار آدم ها تحت تاثیر انرژی و رفتار اطرافشان است.

در جامعه موسیقی هم در جاهای کمی دیده می شود.

خودم این طوری بیشتر دوست دارم.

در این سه سال، یکبار در همان کنسرت آریان که صحبتش شد، دیدمت. دلیل اینکه به کنسرت ها نمی روی دوست نداشتن است یا چیز دیگری؟

آن کنسرت هم اگر رفتم دلیلیش این بود که برگزار کننده اش محسن رجب پور بود. او مدیربرنامه و تهیه کننده آلبومم هم هست. در آینده هم کنسرت من را او برگزار خواهد کرد. خیلی دلم می خواست ببینم شکل و شمایل برگزاری کنسرت حداقل در ایارن چطور است. از طرف دیگر آریانی ها دوستان من بودند.

هنوز هم این دوستی ادامه دارد؟

بالاخره با هم دوست هستیم.

می گویند آریان تقریبا از هم پاشیده است.

الان زیاد راجع بهش اطلاعات ندارم، ولی فکر کنم منسجم باشند.

درباره نرفتن به کنسرت های موسیقی می گفتی.

کنسرت های بقیه را هم که نشد که بروم. بعضی ها که دلیلش شخصی بود. بعضی ها را هم که گفتند اگر نروم، بهتر است.

حتما هم فکر می کردند که با رفتنت به برنامه اش اعتبار می دهی.

خود من که این طور از موضع بالا به موضوع نگاه نمی کنم و بهش اعتقاد ندارم. ولی اطرافیان و دوستانم می گفتند اگر به برنامه فلانی بروی به برنامه اش وزن می دهی، ولی او چیزی به تو نمی دهد.

فکر نمی کنی حتی اگر دیدگاه درستی هم باشد، این نوع نگاه و برخورد اتفاق و روند خوبی نیست؟

گفتم که به آن دیدگاه اعتقادی ندارم. اما در بعضی تصمیم گیری ها که زیاد مهم نیست، به مشاوره های اطرافیانم خیلی دقت می کنم که چه چیزی را دوست دارند. اصولا رفتن یا نرفتن من به کنسرت موضوع زیاد مهمی نیست. البته در موضوعات مهم نصمیم، تصمیم خودم و محسن رجب پور است. البته از این به بعد می روم. فرقی هم نمی کند کنسرت چه کسی باشد.

 

 

ضد بنیامین؟

 

 

در ویژه نامه نوروز 86 یک پرونده به مناسبت ده سالگی موسیقی پاپ کار کردیم. آن روزها می خواستی یادداشت ضد بنیامینی بدهی و به قول خودت بنیامین را بکشی.

حافظه بلند مدت من زیاد خوب نیست. ولی اگر می خواستم این کار را بکنم، خیلی کار خوبی بوده. باید فکر کنم ببینم چرا به این نتیجه رسیده بودم که بنیامین را بکشم.

خودت چه فکر می کنی؟

آن موقع خیلی حرفه ای تر بودم. شعورم هم بیشتر از الان بود.

این اعتراف خطرناکی است.

فقط یک نفر می توانست در آن روزها چنین کاری بکند، آن هم خودم بودم. اگر موفقیت را نسبی بدانیم، باید قبول کنیم که هر آدم موفق که یک کمی باهوش باشد، کسی جز خودش نمی تواند خرابش کند. حالا بعضی وقت ها ما خودمان، خودمان را خراب می کنیم که شخصیت جذاب تری از خودمان بسازیم.

در خراب کردن که استادیم، ولی فکر نمی کنم بتوانیم بهتر از آن شخصیت معروفی که قبلا داشتیم از خودمان بسازیم.

به این موضوع باید طور دیگری نگاه کرد. می باید ببینیم چند خواننده موفق داریم و این آدم های موفق، موفقیتشان اکتسابی است یا نه. یعنی موفقیت را جذب کرده اند یا مثل یک آوار موفقیت روی سرشان خراب شده است.

خودت را جزو کدام دست می دانی؟

فکر می کنم به زمان بیشتری برای رسیدن به این جواب احتیاج دارم. باید ببینم به سمت موفقیت رفته ام یا موفقیت خودش به سراغ من آمده یا هر دویش با هم وجود داشته اند. من همیشه سعی کرده ام نسبی با این موضوع برخورد کنم.

می خواهی خودت را منطقی نشان بدهی؟

تظاهر نمی کنم. بعضی وقت ها یک عده را می بینم که از من خیلی تعریف می کنند. تو خیلی باهوشی، خیلی نکته سنجی و... بعضی ها را هم می بینم که با یک حالتی می گویند، خدا خیلی دوستت داشته ها. من همه ی این نظرها را می شنوم و تحلیل خودم را هم در کنارشان دارم.

الان بنیامین را دوست داری؟

من همیشه خودم را دوست داشته ام، ولی درباره آن یادداشت که گفتی وسوسه شدم که یک مصاحبه جدا درباره بنیامین داشته باشم و پته اش را روی آب بریزم. این حق هم برای تو محفوظ است.

 

 

مخالفان روشنفکرنما

 

آلبوم قبلی ات با اینکه خیلی همه گیر شد، ولی روشنفکرها در مقابلش گارد گرفتند و متهم به عامه پسندی شدی.

الان اوضاع فرق کرده. با اینکه سه سالی می شود از من هیچ کاری بیرون نیامده، ولی این اتفاق افتاده که مخالف هایم با من رابطه ی خیلی خوبی پیدا کرده اند. هنوز قطعه های آلبومم را بین مردم می شنوم. هر چند نه به اندازه گذشه، ولی با هم تعارف که نداریم، با این شرایط که هر روز یک MP3 جدید به دست مردم می رسد، شنیده شدن آن قطعه ها خیلی عجیب است.

الان از کدام آهنگ های قبلی ات بازتاب می بینی؟

یه عاشق (می میرم) و دنیا دیگه...

پس فکر می کنی همان روشنفکرها جدا از خلوت خودشان در بین مردم هم کارت را گوش می کنند؟

مطمئنم تا قبل از اینکه آلبوم را گوش کنند، هیچ کس نسبت به آن موضع ندارد. یعنی این طور نمی شود که تا بگویند آلبوم بنیامین است بگویند اه ولش کن... فکر می کنم حتی آنهایی که فکر می کنند بنیامین یک اتفاق همین طوری و شانسی بوده، این آلبوم را تا ترک آخرش گوش می کنند که ببینند این حدسی که زدند درست بوده یا نه.

حدس می زنی حدسی که زده اند، درست بوده باشد یا نه؟

فکر می کنم حداقل این بار بی دلیل با آلبوم مخالفت نمی کنند و می توانند یک دلیل قانع کننده برای خودشان دست و پا کنند. خودت هم می دانی خیلی ها بی دلیل با آلبوم مخالف بودند. از بعضی هایشان که می پرسیدم واقعا نمی دانستند چرا با بنیامین و موسیقی اش مخالفند؟ به نظرم این طور نیست که هر چیزی که مردم عامه خیلی دوست دارند، کار بی ارزشی باشد. روشنفکرهای آوانگارد و دنیای مدرن این طور نظر نمی دهند. روشنفکرهای عقب افتاده فقط با هر کار همه گیر و متفاوتی مخالفند.

تو با کدام دسته شان مشکل داری؟

آنها مشکل دارند. مثال آنها دقیقا مثل آن آدم روشنفکری است که خودش رد ماشینش یک سی دی را گوش می کند، ولی وقتی تو هم در ماشینش هستی، سی دی را عوض می کند و می گوید خوب نیست، چیپ است. یعنی دقیقا مثل همان کسی رفتار می کنند که می فهمد چه چیزی را دوست دارد، ولی می گوید دوست ندارم. مگر دیوانه ام حرف کسی را قبول کنم که ضد خودش رفتار می کند و نمی داند چه می خواهد.

خودت هم که ادعای روشنفکری داری؟

من خودم را روشنفکر می دانم.

منطقت چیست؟

روشنفکر چه تیپ آدمی است؟ آدمی که یک اطلاعات کلی از گذشته و حال دارد و یک تحلیل درست نسبت به آینده را می دهد، از نظر نماد کلی یک روشنفکر است. من که آنها را دارم. تا اینجای عمرم هم با افراد کتابخوان و پیشرو رابطه داشته ام. کلی کتاب خوانده ام. تحلیلم که نسبت به آینده تا به امروز تحلیل اوانگاردی بوده است.  هیچ کس را هم تخطئه نکرده ام. برای هر حرف و نظرم هم دلیل دارم. چرا باید خودم را دست کم بگیرم؟ حداقل ادای روشنفکرها را در نمی آورم.

 

 

دویل 88

 

برسیم به آلبومت. آلبوم اولت یک موجی را آورد که باعث آشتی دوباره مردم با موسیقی مجاز شد، بعدها افراد دیگری مثل حمید عسکری و... این روند را تقویت کردند و...

نه، من در این باره حرف دارم. حمید عسکری باهوش و با سیاست کار کرد. یعنی صدا را از یک جای دیگر گرفت، سبک موسیقی اش را هم از یک آدم دیگر.

منظورت به خودت که نیست؟

اتفاقا منظورم همین است. اگر هیچ کس هم نداند، خودش می داند که سبک موسیقی اش تقلید د ادامه سبک بنیامین بود. اتفاقا از این هوشی که دارد، من خیلی خوشحالم.

این حرفت عواقب دارد، داری تسویه حساب می کنی؟

واقعیت را می گویم. موتیف کارهای موفقش را که نگاه کنی، می بینی که دقیقا مثل آهنگ «دنیا دیگه مثل تو نداره»  است. نگاه کن «دنیا... دیگه... مثل تو... نداره» از آن طرف او می خواند: «هیشکی... مثل من... تورو... دوس... نداره.» یعنی موتیف هجا به هجا. قسمت دوم هم  اینکه موزیک از یک جایی آرام شروع می شود و از یک جای دیگر Hit می شود. دقیقا مثل کاری که آهنگ من برای اولین بار انجام داد و موفق شد. یعنی صدای عقیلی و موسیقی بنامین، این را من می دانم و خودش. هوش و خلاقیتش را واقعا تحسین می کنم.

از این بحث بگذریم. درباره دستمالی شدن سبک قبلی ات، می گفتی در این آلبوم سبک و سیاق موسیقی ات را عوض می کنی، ولی من فکر نمی کنم چنین کاری انجام داده باشی؟

واقعا؟ فکر می کنی سبک کارم تغییر نکرده است.

من که چیز خاصی متوجه نشدم.

فکر می کنم اگر کمی زمان از شنیده شدن آلبوم بگذرد، بهتر می توانیم درباره اش صحبت کنیم.

این دوری و نبودن سه ساله ات را با تکرار بعضی قسمت های دو آهنگ قبلی ات در این آلبوم پر کرده ای؟

نه. من می خواستم بدون اینکه از پتانسیل موسیقی آنها استفاده کنم، به صورت خیلی سریع و گذرا از خط ملودی آنها به صورت یک خاطره و پیوستگی استفاده کنم. یک جوری استفاده کرده ام که خیلی از جذابیت های آنها استفاده نکنم. ولی خاطره سازی کنم.

منطق این قطعات حدودا 20-30 ثانیه ای در آلبومت چی بود؟

این کار برای اولین بار در مسویقی مان اتفاق افتاد. ما یکسری از ترانه ها را ساختیم. ترانه هایی که خودشان به سراغمان آمدند و ما برای ادامه شان باید تلاش می کردیم و زور می زدیم. معلوم هم نبود که قشنگی آن قسمت خود به خود ساخته شده را داشته باشند. به همین دلیل آنها را به همین شکل در آلبوم گذاشتیم که اگر بعدا هم ادامه اش ساخته شد و ارزش شنیدن داشت، مردم یک زمینه قبلی ازشان داشته باشند. اینها فراز و نشیبی از یک آهنگ و ترانه اند.

بعد از انتشار آلبوم به فکر کنسرت دادن و پول سازی هستی دیگر؟

من اسمش را پول درآوردن نمی گذارم.

ولی نتیجه نهایی اش همین است.

اصلا مادی گرا نیستم. قبلا هم نبودم. ولی فوق العاده آدم پر خرج و ولخرجی هستم. ولی اعتراف می کنم که امسال کنسرت هایی را در ایران و خارج از ایران دارم.

 

 

لاست باز حرفه ای

 

 

سال قبل که به این خانه آمده بودم، این همه عکس های قد خودت و مختلف روی در و دیوار پر نبود. دوست داری دیده بشوی و خودت را همه جا ببینی؟

(می خندد) همه این عکس ها را دوستانم داده اند. فقط یک عکس را که روی پیانویم استو خیلی دوستش دارم، خودم بزرگ و چاپش کرده ام.

آدم خاطره بازی هستی؟

 

آره. ولی همان طور که گفتم، حافظه بلند مدتم خیلی ضعیف است. گاهی دوستانی را می بینم که حس خیلی خوب بهشان دارم، ولی هر چه فکر می کنم، نمی توانم غیر از یک خاطره مشترک؛ خاطره دیگری پیدا کنم. ولی اساسا با گذشته ام زندگی می کنم. البته با آینده و رویاهایم بیشتر خوش هستم.

از چیدمان مبل و راحتی های جلوی تلویزیون معلوم است زیاد فیلم می بینی.

فیلم که خیلی زیاد. عاشق فیلم دیدنم.

این روزها چی می بینی؟

فعلا که «لاست»باز شده ام.

فکر می کنی شبیه کدام یکی شان هستی؟

متاسفانه یا خوشبختانه خیلی شخصیت و رفتارم شبیه «ساویر» است.

بهترین کتابی که خوانده ای؟

نمی گویم... شاید عجیب باشد، ولی شازده کوچولو را خیلی دوست دارم. شاید بالای 20 بار خوانده امش.

ورزش هم می کنی؟

حتما. ولی منسجم نیست. فیت نس و شنا به همراه سوارکاری را دوست دارم و انجام می دهم.

آن بنیامینی که سه سال قبل می شناختم، برای دل خوش و در آن حد گیتار می زد، ولی الان پیانوی گران قیمت با استاد اختصاصی دارد، گیتار را حرفه ای تر تمرین می کند و ...

اگر این طور نباشم، اشتباه کرده ام، ولی اگر فکر می کنی که با این کارها سبک موسیقی ام تغییر می کند، باید بگویم هر کاری را که بلد نباشم، یک کار را خوب بلدم.  خیلی راحت می توانم از دانسته هایم رها شوم و به احساساتم برسم و از روی آنها آهنگ هایم را بسازم

                                             

                                                                                  با تشکر از همه ی شما

                                                                                                  داداش علی(علی از فریدونکنار)

   

 

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در دوشنبه 7 اردیبهشت1388 و ساعت |

سلام به همه دوستان عزیز و با معرفت بنیامینی

این چند وقته که وبلاگ بالا نمیومد،یه مشکلی از قالب داشت.که الآن بر طرف شد...

از همتون تشکر میکنم که توی این مدت،وبلاگ را تنها نذاشتین.منم از این به بعد بیشتر در خدمت شما هواداران عزیز بنیامین بهادری هستم

راستی اطلاعات کامل آلبوم که دوشنبه میاد را توی پست قبلی نوشتم،

در ضمن نظرتون راجع به دمو 88 چی هست؟بگین تا نقد و بررسی کنیم......

 

                                                            ممنون از همه ی شما

                                                                          با تشکر داداش علی(علی از فریدونکنار)                    

   

 

 

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در یکشنبه 6 اردیبهشت1388 و ساعت |

سلام به رفقای گل بنیامینی عزیزم!

دموی آلبوم رو گوش بدید فعلا تا خود آلبوم در بیاد....

آلبوم که بیاد با مطالب جدید به روز می شیم...دلیل این دیر اپ شدن هم این بود که می خواستم دمو شنیده بشه و نظر شما رو بدونم! نمیدونستم که از اینجا هم میخواین دانلودش کنید ...چون وقتی خود سایت ترانه میذاره من چرا پست تکراری بذارم؟خوب از همونجا دانلود کنید دیگه !نا سلامتی مرجع اصلی اونه!

دموی آلبوم "۸۸" از بنیامین بهادری

دموی آلبوم جدید بنیامین با عنوان "بنیامین۸۸ "



از
اینجا دریافت کنید

نام قطعات آلبوم "۸۸" بنیامین بهادری:

1-شناسنامه
2-کجای دنیای؟
3-من و تنها
4-عاشقی با تو
5-آهای تو
6-عشق آدم کش
7-بیا عاشقم کن
8-ای وای دلم
9-صدای قلب تو
10-خواب
11-من لعنتی
12-رفیقا میگن
13-پرسه
14-لیلی در پائیز
15-هفته به هفته
16-شومینه
17-تموم شد
 

 دوشنبه ۷/۲/۸۸ ،انتشار آلبوم "۸۸" بنیامین بهادری 

خواهشمند است برای حمایت و فرهنگسازی در صورت تمایل به تهیه آلبوم ، نسخه اورجینال ان را تهیه فرمائید .

 این آلبوم در سه بسته بندی متفاوت و قیمت های مختلف  به بازار عرض شده:

 بسته بندی ویژه شامل :

CD ، پوستر ، دفترچه 20 صفحه ای

بسته بندی پاکتی شامل :

CD

               

                                                با تشکر،مديريت جديد وب==>> علي رحيمي کناري

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در پنجشنبه 3 اردیبهشت1388 و ساعت |