تبليغاتX
♫ وب رسمی هواداران بنیامین بهادری ♫

این ترانه مخاطب فعال می طلبد...!

ضترانه ی واژه، هشتمین قطعه از آلبوم موفق ۸۵ است، قطعه ای که به دلیل محتوای خاصش بسیار مظلوم واقع شد... حرف ها درمورد این ترانه بسیار ضد و نقیض بود، به همین دلیل تصمیم گرفتم آستین همت را بالا بزنم و درمورد آن تحقیق کنم! دلم می خواست بدانم آیا واقعا این ترانه حرفی برای گفتن دارد؟ یا به تعبیر بسیاری از مردم معنی و مفهوم خاصی ندارد؟! به همین دلیل در مرحله ی اول به سراغ مجلاتی رفتم که در این مدت آرشیو کرده بودم و نظر افراد "صاحب نظر" را درمورد این ترانه از دل مصاحبه هایشان بیرون کشیدم و در مرحله ی بعد به سراغ افرادی رفتم که سواد و پیشینه ی هر کدامشان مهر تایید محکمی به دیدگاه هایشان است. از شما دعوت می کنم این پست را به دقت بخوانید، چون در انتها به خیلی چیزها می رسید!

مرحله ی اول:

علی بحرینی ترانه ی واژه را زیبا و جهانی نامیده است. مسعود امامی آن را خلاقانه توصیف کرده و عبدالجبار کاکائی این ترانه را نمود مهارت فرید احمدی در ترانه سرایی و بهره گیری از حس شاعری دانسته است. چهره های بسیاری هم در مصاحبه های پراکنده ی خود به این ترانه "اشاره ی مثبت" داشته اند که به دلیل پرهیز از درازگویی از ذکر بقیه ی موارد خودداری می کنم.

مرحله ی دوم:

آقای کامران نرجه، کارشناس ارشد جامعه شناسی و روزنامه نگار: این ترانه از زیبایی های جامعه شناختی فراوانی بهره مند است...

فرهنگ هر ملت به مجموعه ارزشها – هنجار ها – آداب وسنن – شیوه های تولید  - ادبیات  و دست ساخته های آن  ملت میگویند که از نسلی به نسل بعد منتقل می شود . در واقع فرهنگ هر ملت بیانگر نوع اندیشه و تاریخ  رفتارهای سیاسی – اجتماعی و اقتصادی آن ملت است که نمایی از هویت گروهی آن را نشان می دهد . ان هنگام که به نقش گلهای قالی در فرش ترکمن نگاه می کنیم و خطوط شکسته و اشکال زاویه دار آن را می نگریم به تاریخ شکست ها و  چرخش های تند  در رفتار اجتماعی و سیاسی قوم ترکمن  پی می بریم .... و  یا هنگامی که به نقوش  هنری و اسلیمی  بکار رفته در یک گلدان سفالی عهد صفویه می نگریم در واقع هویت زیبای  و منعطف فرهنگ ایران زمین را در تقابل با فرهنگ مهاجم ترکان و  افغانها  به نظاره می نشینیم

 به عبارت دیگر آثار فرهنگی ملت ها نمایانگر نیاز  پنهان شده  روحی آنها در پشت  دست ساخته های صنعتی و افکار هنری آنهاست

ادبیات و هنر نیز به عنوان یکی از مظاهر فرهنگی از این مقوله مستثنی نیستند ..... اشعار پند آموز و صریح سعدی شیرازی درست در هنگامی سروده شده که هیچ ایرانی اجازه ابراز وجود و بیان عقاید خود را در برابر اقوام مهاجم و حاکم بر خطه های مختلف کشورمان نداشت ..... شاهنامه در دوره ای سروده شده که ترکان مهاجم به کشورمان قصد داشتند ایرانیان را مردمی ترسو و بی اصل و نسب  معرفی کنند ولی فردوسی به زیبایی و از زبان داستان سرایی اسطوره های شجاعت و شرافت ایرانیان را  به تقابل با دیو سپید  ترک  می فرستد و با سر بلندی از نبرد این هیولای بی اصل و نسب برمی آید .... زیرا نسل ایرانی باید به شجاعت و ایمان خود  اعتقاد  و باور داشته باشد تا بتواند مقابل تهاجم بیگانگان بایستد .....

موسیقی نیز یکی دیگر از مظاهر فرهنگ هر ملت است ..... کریس دبرگ خواننده معروف انگلیسی هنگامی ترانه معروف انقلاب REVELOTION  را می خواند که  جنگ فرقه ای بین کاتولیک های بریتانیایی و پروتستانهای ایرلندی به اوج خود رسیده و  نظامهای سیاسی حاکم بر جامعه بریتانیایی قدرت  ایستادگی  در برابر  ناهنجاریهای این مخاصمه و اصلاح امور جامعه را به دلیل اریستو کراسی و اشرافیت گرایی  ندارد .

 شهرام ناظری استاد  موسیقی سنتی ایرانی با ایجاد بدعت در نظام سنتی و کهنه موسیقی ایران و از پس تغییر آوا در دستگاههای مختلف به بیان مظلومیت رفته بر مردم در دوران جنگ تحمیلی می رود و تصنیف  خورشید جاوید را به اجرا می گذارد تا به آیندگان  نشان دهد که سرو شهید جوان ایرانی که روی گل ارغوان تاریخ در حال گذر است ... هیچگاه نمی میرد و همانند یک خورشید تابنده همیشه جاوید می ماند . ریتم آهنگ در این قطعه ماندگار  علاوه بر حزن و اندوه  ناشی از شهادت هزاران سرباز دلیر در دوران دفاع مقدس است صلابت و انتظام حاکم بر لشگر  ظفر مند رزمندگان ایرانی را به نمایش میگذارد و  تلفیق صدای انفجار با ضرباهنگ ها بیانگر هنر خلسه و سما شهدا در هنگام انفجار توپ های جنگی است که یکی پس از دیگری مستانه به دیدار معبود می شتابند .

---------------------------------------------

 

اینها را به عنوان مقدمه جامعه شناسی ادبیات  و بررسی اثر هنری جدید بنیامین عرض کردم تا بگویم این خواننده جوان پاپ در دوره ای که نوآوری در موسیقی مدرن و الکترونیکی ایران  به مخلوطی از هجو سرایی و لودگی و هرزگی تبدیل شده  به زیبایی تمام در برابر  حرکت تند  رودخانه می ایستد و  نشان می دهد که هنوز هم جوهر شناخت و درک عمیق فلسفی در افکار جوان کشورمان  وجود دارد .

سبک این ترانه اگر چه تفاوت های فراوانی با سایر  ترانه های متعارف  پاپ دارد .... اما از اصول  تخطی نکرده و بدعت و نو آوری علمی را نیز فدای پایبندی به اصول  و چارچوب  نساخته است .... به عبارت دیگر بنیامین نماینده نسلی است که میخواهد به ارزشهای دیرین خود احترام بگذارد و از آنها الهام بگیرد تا راهی روشن به فردای جدید باز کند .... نوآوری در سبک این ترانه هرگز به سمت لودگی و تراوش اصوات گوش خراش از آلات موسیقی نمی رود و هارمونی موجود در میان گام ها و ردیف ها به وضوح مورد تکریم قرار گرفته است . این همان جوان امروز ایرانی است که آداب و سنن و ارزشهای باستانی خود را دوست دارد ولی در جهت تطبیق آنها با شرایط روز و زندگی صنعتی در شهر های پرجمعیت و بی هویت  گام بر می دارد .... ترانه بنیامین به مثابه زن امروز ایرانی است که تا دیروز پشت دارقالی و کماج ماست و پنیر از اقتصاد خانوار حمایت می کرد و دوشادوش همسر خود در مزرعه و دشت و صحرا زحمت می کشید و امروز همان زن  چادر غیرت را به کمر خود بسته و پا به پای مردان جامعه در صحنه های علمی و عملی جامعه حضور یافته است.

ترانه  جدید بنیامین تغییر ارزشهای و بافتهای سنتی در برابر شرایط ناهنجار اجتماعی و مقاومت آن در برابر انحراف های فرهنگی است . این صدای  گروهی است که امروزه بیش از نیمی از جمعیت ما را تشکیل می دهند .... همانهایی که دیروز از کانون سنت ها و آداب و سنن و هنجار های حاکم بر خانواده ایرانی  به بطن چرخش سریع چرخدنده های اقتصاد آمده اند .... می خواهند هم پای چرخدنده ها بچرخند و جامعه را به پیش ببرند ولی هرگز از محور ارزشها و  هنجارهای دیرین فاصله نمی گیرند .

اشعار این ترانه به وضوح زنجیرهای مفهومی که به غلط در ذهن  ادبیات ما بسته شده می شکند و نظمی نوین در بی نظمی مفاهیم ایجاد میکند .... همانند یک تابلو نقاشی به سبک کوبیسم که در اوج بی نظمی خطوط از همان مایه های هندسی برای رسیدن به نظمی جدید در یک فضای مفهومی کمک میگیرد

 بنیامین در این ترانه ناهنجاریهای به وجود آمده از پس تغییرات سیاسی و اجتماعی پس از جنگ تحمیلی  در جامعه ایران را  به نمایش می گذارد و استعارات خشن و گاه ظریف او کنایه از عدم تقارن میان جامعه فعلی وگذشته دارد.

معتقدم  این ترانه از زیبایی های جامعه شناختی فراوانی بهرمند است که آینه ای از نابرابریها و تفاوتهای اقتصادی و سیاسی میان مردم را  به نمیش میگذارد  .

شنیدن این ترانه زیبا را به همه جوانان و به ویژه آنان که به دنبال بیان ناگفته ها هستند توصیه میکنم

آقای امید صادق پور، دانشجوی کارشناسی روانشناسی: این ترانه مهارت تصویر سازی ذهنی را تقویت می کند...

ببینید، این ترانه یک تجربه ی جدید در ایران است، چون کنار هم قرار گرفتن هر کدام از این واژه ها در کنار هم منجر به ارائه ی یک تصویر ذهنی از شرایط مد نظر ترانه سرا می شود. به طوری که شما وقتی به این ترانه گوش می دهید یک سری تصاویر در ذهنتان نقش می بندد که با وجود گسسته بودن واژه های ترانه (البته در ظاهر) دنبال هم هستند و از یک قصه ی خاص پیروی می کنند. در واقع این ترانه به نوعی ذهن را به بازی می گیرد و مهارت تصویر سازی ذهنی را که در همه جای دنیا از طریق ترانه و موسیقی تقویت می شود ولی در ایران به فراموشی سپرده شده، تقویت می کند. البته این ویژگی تمام ترانه های آلبوم ۸۵ است که در این ترانه ی به خصوص قوی تر هم شده.

خانم تقوی پور، کارشناس ارشد روانشناسی: ذهن مخاطب نقش فعالی در پرداخت قصه دارد...

هر واژه ای در حقیقت بیان کننده ی یک مفهوم و یک تصویر است در نتیجه این طور نیست که این ترانه مفهوم خاصی نداشته باشد، وقتی واژه ها به دنبال هم ردیف می شوند مفهوم مورد نظر را راحت تر منتقل می کنند، مثلا من با گفتن کلمه ی قاب در ذهن شما یک تصویر ایجاد می کنم. به طور طبیعی اولین چیزی که ممکن است با شنیدن واژه ی قاب در ذهن شما نقش ببندد یک مربع چهارگوش است. اما این سوال در ذهن شما نقش می بندد که "خب، یعنی چی؟" من اینجا باید توضیحات بیشتری به شما بدهم مثلا بگم قاب عکس روی دیوار، یا قاب پنجره... باز هم شما می پرسید که"یعنی چی؟" و من باید یک جمله ی کامل بسازم تا شما منظور من را راحت تر درک کنید. در مورد این ترانه وقتی شاعر کلمات ساعت، دیوار، چشمات و قلبم را در یک گروه قرار می دهد و این ها را کنار هم بازگو می کند بلافاصله در ذهن شما تصویر هر یک از این واژه ها نقش می بندد. اما از امکانات دیگر مثل گروه اسمی و یا جمله خبری نیست! و شما باید خودتان جمله سازی کنید. در این مرحله هر کس با توجه به شرایط روحی و طرز فکر خودش حتی سواد و معلوماتش یک قصه ی خاص برای خودش می سازد و من فکر می کنم در واقع معجزه ی این ترانه دقیقا همین جاست! یعنی دست مخاطب برای قصه سازی باز است و شما می توانید متناسب با نیاز و توانایی خود قصه ی این ترانه را بسازید. یعنی برای اولین بار در ترانه از ترفندی استفاده شده که ذهن مخاطب نقش فعالی در پرداخت قصه ی آن داشته باشد.

آقای مومن زاده، دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات: یک جور تمرین فکر کردن است...

هر کدام از واژه های این ترانه در ادبیات معاصر نماد یک پدیده یا ویژگی عشق است. درمورد هر کدام از این ترانه ها می توانیم ساعت ها با هم بحث کنیم. ساعت، دیوار، چشمات، قلبم، آلبوم، گریه، نامه، عاشق... همه ی این واژه ها به تنهایی نماد یکی از حالات و احوال عاشقی در ادبیات معاصر است.

این درست، ولی خیلی از مرم نتوانستند با این ترانه ارتباط برقرار کنند، از نظر آنها ترانه ی واژه هیچ مفهوم خاصی ندارد!

دلیل ارتباط برقرار نکردن مردم با این ترانه، از نظر من این است که مردم ما به شنیدن ترانه های حاضر و آماده عادت کرده اند. این ترانه مخاطب فعال می طلبد! ابزار کار یک ترانه سرا چیست؟ واژه ها! حالا هر ترانه سرا با توجه به فضای کارش و با استعداد ذاتی خودش این واژه ها را طوری کنار هم می چیند که در نهایت هم بتواند مفهوم و منظور خودش را به ساده ترین شکل ممکن بیان کند و هم واژه ها به دنبال هم موزون باشند تا ملودی روی کلام آنها بنشیند. در ترانه ها(منهای ترانه ی واژه) ترانه سرا واژه ها را کنار هم قطار می کند با انتخاب واژه ها در حقیقت برای شما یک فضای خاص ترسیم می کند و شما با شنیدن این ترانه در آن فضا قرار می گیرید، بعد با جمله سازی و کنار هم قرار دادن واژه های مختلف قصه پردازی می کند و شما باید در جریان آن قصه قرار بگیرید. مثلا در یکی دیگر از ترانه های آلبوم بنیامین، تنگ غروب، هوای تو... در نظر داشته باشید شما وقتی این ترانه را می شنوید باید درگیر حس عاشقی شوید که معشوقش را گم کرده و در بین افراد بیگانه دنبال گمشده اش می گردد، و نه هیچ چیز دیگری! در ترانه ی واژه فضا برای شما ترسیم شده، چون واژه ها به شما داده شده و ملودی هم که کاملا این فضا را تایید می کند، اما به هم وصل کردن این واژه ها دیگر به عهده ی شمای مخاطب است. یکی از دوستان یک بار گفت به کار بردن کلمه ی "نمیای" این ویژگی را از بین برده چون ذهن شما به سمت عاشقی می رود که معشوق به او خیانت کرده! ولی من گفتم برداشت دیگری که من از این کلمه داشته ام ثابت می کند که تحلیلم درست بوده، چون در ذهن من داستان عاشقی نقش بست که داره ناز معشوق را می کشد... دیگری گفت من برداشت دیگری دارم... و در آن جلسه فهمیدیم که از یک کلمه ی "نمیای" چه برداشت های مختلفی کرده ایم!

پس چرا اکثر مردم این طوری فکر نمی کنند؟ و این واژه ها از نظر آنها بی معنی است؟ فکر نمی کنید در موسیقی پاپ که اصل اول ارتباط با مخاطب است باید به فکر فهماندن مطالب به شنونده بود؟

من در زمینه ی موسیقی تخصص ندارم، ولی فکر می کنم بد نیست هرازگاهی این قبیل ترانه ها ساخته شود تا ذهن مخاطب درگیر شود. این طور کارها به نظر من قوه ی خلاقیت مردم را بالا می برد. یک جور تمرین فکر کردن است.

آقای کشاورز، مدرس آهنگسازی در یکی از آموزشگاه های خصوصی: ملودی، به هضم راحت تر ترانه کمک می کند...

خود من هم بار اول که این کار را شنیدم نتوانستم با آن ارتباط بگیرم و به قول شما فکر کردم که مثلا که چی؟ اما وقتی برای بار چندم به آن گوش کردم تازه توانستم آن را درک کنم. البته ابتکاری که در ترانه به کار رفته غیر قابل انکار است ولی نباید آهنگسازی آن را نادیده گرفتو ملودی که برای این ترانه در نظر گرفته شده به هضم راحت تر آن کمک می کند. به هر حال این ترانه در ایران یک تجربه ی جدید است و طبیعی است که مردم سخت تر با آن ارتباط بگیرند ولی وقتی ملودی به کمک ترانه میاد و فضا را برای شما ملموس تر می کند. آن وقت به اهدافی که از خواندن این ترانه در نظر سازندگانش بوده، راحت تر می رسیم.

منشی آموزشگاه: البته اگر هدفی از خواندن این ترانه در ذهن سازنده اش بوده باشد! شما فکر می کنید هر کس که آهنگی رو می خونه از خواندنش هدفی داشته؟ من که فکر می کنم به خاطر این، این ترانه خوانده شده که تعداد آهنگ های آلبوم به حد نصاب برسه!

اصلا این طور نیست! چرا یک خواننده، آن هم یک خواننده ی کاست اولی باید چنین ریسکی کنه؟ ماشاءا... الآن هم آهنگ خریدن خیلی راحت و ارزان شده! تازه کسی که ما داریم درموردش صحبت می کنیم، بنیامین است که خودش هم آهنگساز قدری است. آهنگسازی کل کار را هم که خودش انجام داده. شما فکر می کنید برای آهنگسازی که چند ماه بعد از آلبوم خودش ملودی مثل "منو ببخش" را به خدا بیامرز ناصر عبداللهی واگذار می کنه، خیلی سخته که یک آهنگ کم دردسر تر توی آلبومش قرار بده؟

در پایان توضیح بنیامین درمورد ترانه ی واژه را با هم می خوانیم:

این واژه ها در کنار هم مثل نقطه هایی می ماند که هرکس با ذهنیت خودش می تواند آنها را به هم وصل کند. یکی به صورت خط های شکسته یا منحنی نقطه ها را وصل می کند و یکی هم صاف. واژه های کوتاه این ترانه برای هر شخص می تواند تعبیری داشته باشد.

نتیجه گیری از این تحقیق بر عهده ی شما. منتظر خواندن نظرات شما در بخش نظرات هستم...


راستی لازم به توضیح است که من نام آلبوم جدید بنیامین را نمی دانم. درمورد آلبوم جدید بنیامین به جز تعداد قطعات که معلوم شده ۱۲ قطعه است و عوامل تولید( بنیامین، سید فرید احمدی و پیام شمس) هیچ چیز دیگری معلوم نیست. به محض اینکه مشخص شد حتما خبرتان می کنم... درمورد آزادی بیان هم باید عرض کنم که متاسفانه یک عده ی کمی باعث شدند تا این شرایط را پیش بیاورم از بقیه ی دوستان هم معذرت می خواهم ولی فعلا مجبورم کامنت ها را بررسی کنم. امیدوارم شرایط را درک کنید...

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در شنبه 24 آذر1386 و ساعت |

بار دیگر بهترین ها از نگاه مردم

در دوره های مختلف، شاهد انجام نظرسنجی های گوناگونی در حوزه ی موسیقی بوده ایم که نتایج اکثر آنها نزدیک به هم بوده است. و اما حالا که پا به نیمه ی دوم سال ۸۶ گذاشته ایم و تا چند ماه دیگر باید جشن تولد دو سالگی انتشار آلبوم ۸۵ را برگزار کنیم، باز هم نظرسنجی دیگری انجام شده است. یک نظرسنجی که کاملا علمی بوده و نتایج جالب توجهی هم دارد.

در این نظرسنجی مصاحبه شوندگان هیچ محدودیتی برای پاسخ دادن به سوال مورد بحث نداشتند و می توانستند فرد موردنظرشان را از بین انواع موسیقی(پاپ، سنتی،رپ و ...)و همین طور از بین چهره های مجاز یا غیر مجاز انتخاب کنند.

درصد انواع موسیقی:

۱) پاپ ............. ۸۶٪

۲)رپ ............... ۸٪

۳)سنتی ......... ۴٪

۴) کلاسیک ..... ۲٪

جدول  مربوط به بهترین خواننده:

ردیف نام خواننده تعداد آراء درصد آراء ردیف نام خواننده تعداد آراء درصد آراء
۱ بنیامین بهادری ۱۸ ۱۴/۷۵ ۱۵ محسن چاوشی ۳ ۲/۴۵
۲ محمد اصفهانی ۹ ۷/۳۷ ۱۶ حامد هاکان ۲ ۱/۶۳
۳ احسان خواجه امیری ۸ ۶/۵۵ ۱۷ کامران و هومن ۲ ۱/۶۳
۴ تهی ۸ ۶/۵۵ ۱۸ محمدرضا شجریان ۲ ۱/۶۳
۵ هیچکس ۸ ۶/۵۵ ۱۹ علیرضا افتخاری ۲ ۱/۶۳
۶ رضایا ۸ ۶/۵۵ ۲۰ علیرضا عصار ۲ ۱/۶۳
۷ فلاکت ۸ ۶/۵۵ ۲۱ مجید اخشابی ۱ ۰/۸۱
۸ علی لهراسبی ۶ ۴/۹۱ ۲۲ فریدون آسرایی ۱ ۰/۸۱
۹ حمید عسگری ۶ ۴/۹۱ ۲۳ مرحوم ناصر عبداللهی ۱ ۰/۸۱
۱۰ شادمهر عقیلی ۶ ۴/۹۱ ۲۴ امید علوی ۱ ۰/۸۱
۱۱ رضا صادقی ۵ ۴/۰۹ ۲۵ سیاوش قمیشی ۱ ۰/۸۱
۱۲ محسن یگانه ۴ ۳/۲۷ ۲۶ محسن نامجو ۱ ۰/۸۱
۱۳ علی اصحابی ۴ ۳/۳۷ ۲۷ مهدی مقدم ۱ ۰/۸۱
۱۴ حمیدرضا و علیرضا ۳ ۲/۴۵ ۲۸ فرزاد فرزین ۱ ۰/۸۱

همان طور که ملاحظه می کنید، باز هم بنیامین نفر اول جدول بهترین هاست و اگر رپرها را فاکتور بگیریم از بین چهره های پاپ، طبق این نظر سنجی این سه نفر به عنوان افراد برگزیده انتخاب می شوند:

۱) بنیامین بهادری

۲) محمد اصفهانی

۳) احسان خواجه امیری

نتیجه ی این نظر سنجی بسیار جالب بود، از این جهت که بسیاری از همکاران بنیامین (که البته نامشان در لیست بهترین های این نظر سنجی و هیچ نظر سنجی دیگری وجود ندارد!) ادعا می کنند که کارهای بنیامین مثل تب بود و دیگر کسی او را به خاطر ندارد! این نظر سنجی برای چندمین بار خلاف آن را ثابت کرد. با وجود اینکه دو سال از انتشار آلبوم ۸۵ می گذرد، مردم هنوز هم خاطرات خود را با آن فراموش نکرده اند. همین که یک آلبوم پاپ توانسته خودش را دو سال با این صلابت و اقتدار حفظ کند می تواند ما را امیدوار کند که ترانه های بنیامین را هم جزو معدود ترانه های "ماندگار" پاپ بدانیم و چشم امیدمان را به آینده ی خواننده ی جوان و توانای آن بدوزیم تا شاید او "ناجی" موسیقی پاپ کشورمان باشد و آن را به استانداردهای روز دنیا بهتر و بیشتر برساند.

در پایان از نسیم عزیز که برای جمع آوری این نظر سنجی نهایت دقت و امانت و تلاش خود را به کار گرفت، تشکر می کنم.

 

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در شنبه 17 آذر1386 و ساعت |

نزدیک عید وقتی مجلات مختلف پرونده ی یک سال هنر را ورق می زدند اولین چیزی که توجهشان را جلب می کرد، گل کردن ترانه ی "دنیا دیگه مث تو نداره" بود که قبل و در و بعد از عید همه جا شنیده می شد. به همین دلیل خیلی ها ترجیح دادند برای ویژه نامه ی نوروزی به سراغ بنیامین بروند و با گفتگو داشته باشند. حجم زیاد مصاحبه های نوروزی بنیامین باعث شد تا بعضی از این مصاحبه ها دیده نشود. یکی از این مصاحبه ها مصاحبه ای بود که با جدول "کلبه ی سرگرمی" انجام داده بود. من که اصلا فکر نمی کردم بنیامین واقعا یک مصاحبه ی اختصاصی با یک مجله ی جدول و سرگرمی انجام بده. اما این مصاحبه کاملا واقعی است و خیلی جالب. فکر کردم حالا که از بنیامین خبری نیست و رو راست برای آپ وبلاگ دچار مشکل شدم این مصاحبه ی سوخته که به نظر من هم مظلوم واقع شده و هم خیلی جذاب است را تقدیمتان کنم. چون از هز کس پرسیدم این مصاحبه را ندیده بود.

صدر یک شب برفی زمستانی میهمان کسی شدیم که دلش مثل برف سفید بود و بی ریا. بهار ۸۵ برای همه ی ما ایرانی ها با صدای گیرای بنیامین رنگ و بوی دیگری داشت. او حرف های تازه ای زد. سبک جدیدی رو کرد و به سادگی میهمان تمام دل ها بود. دوست داشتیم سال جدید را با خاطره ی سال گذشته با صدای ماندگاری که نوروز را خاطره انگیزتر از همیشه کرد گفتگویی داشته باشیم. با همکاری موسسه ی ترانه شرقی با بنیامین نشستی داشتیم. اگرچه تمام سعی و تلاش او این بود که گفتگویی متفاوت ارائه دهد ولی ما دوست داشتیم از او که خیلی خونسرد، آرام و با طمانینه است چیزهایی را بدانیم که تا قبل از آن نمی دانستیم. بعد از پایان گفتگو، بنیامین از بین عکس هایی که در طول مصاحبه از او گرفته شده بود چندتایی را گلچین کرد. او در انتخاب عکس هایش برای مجله خیلی وسواس به خرج داد. امیدوارم که ماحصل این گفتگو به دلتان بنشیند. (گفتگو: مریم انصاری)

آلبوم ۸۵ اوایل امسال به بازار آمد و حال چیزی به سال ۸۶ نمانده. کار جدیدی آماده دارید؟ آلبوم ۸۵ را دقیقا ۱۴ اسفند ۸۴، به بازار دادم و در حال حاضر هم روی آلبوم جدیدم کار می کنم که به احتمال زیاد اوایل سال ۸۶ آماده خواهد شد. تعداد قطعاتش هنوز کامل مشخص نشده است.

چقدر با کار اولتان تفاوت دارد؟ در کار جدیدم تغییراتی داشته ام که فکر می کنم شنیدنی باشد و از لحاظ قالبی کاملا متفاوت با آلبوم ۸۵ است.

با آلبوم ۸۵ شما سبک جدیدی را معرفی کردید، کاری که با دیگر آثار موسیقی خیلی متفاوت بود. در آلبوم بعدی هم باید شاهد کاری جدید و متفاوت از بنیامین باشیم؟ بله، فکر می کنم. خب بنیامین یکی، دو سال بزرگ تر شده و طبیعی است که در این یکی دو سال تغییراتی هم داشته باشد.

برای آلبوم بعدی با کدام ترانه سرا همکاری دارید؟ با آقای فرید احمدی.

از آلبوم ۸۵ خودتان کدام ترانه را بیشتر دوست دارید؟ من امشب می میرم.

در تنهایی تان کدام ترانه را زمزمه می کنید؟ ترانه "اینم بمونه" و "من امشب می میرم"

اگر بخواهید خودتان را با یکی از ترانه هایتان به مردم معرفی کنید، کدام ترانه را انتخاب می کنید؟ من عاشق، بی قایق، تو دریا می میرم.

در بازار موسیقی امروز کار کدام خواننده را می پسندید؟ کار آقای تورج شعبانخانی را خیلی دوست دارم، هم در زمینه ی آهنگسازی و هم خوانندگی.

آقای بنیامین، باز هم کار آگهی تبلیغاتی می کنید؟ بله، البته قراردادم با شرکت "بیم" تمام شد و قرار است با گروه جدیدی کارم را شروع کنم که از نظر مالی هم برایم خوب بود.

چند ماه پیش آلبومی به نام شما به بازار آمد، حودتان خبر دارید؟ بله، شاید بعد از این هم باز به نام من آلبوم پخش شود. نه تنها تقلید از صدای من بلکه ممکن است تقلید صدای خیلی از خوانندگان به بازار بیاید. بعد از آلبوم ۸۵ فقط سه قطعه از فیلم گرگ و میش که کار خودم بود هم به بازار آمده البته نوع تکثیر آن هم از طریق ویدئو های خانگی بوده.

آقای بهادری، عید نزدیک است. برای تعطیلات نوروزی برنامه ای دارید؟ مسافرت می روید؟ قصد دارم مسافرت بروم ولی داخلی یا خارجی اش هنوز مشخص نیست.

کدام سنت نوروز را دوست دارید؟ چیدن سفره ی هفت سین، لحظه ی تحویل سال نو.

فکر می کنید شبیه کدام سین سفره ی هفت سین هستید؟ سیب سرخ، البته هر چی باشم، شبیه سبزه نیستم.

اولین عیدی را از چه کسی می گیرید؟ اولین عیدی را همیشه از پدرم گرفته ام، آن هم سر سفره ی هفت سین وقتی همه دو هم جمع هستیم.

بهترین عیدی که در این چند سال گرفتید و یادتان مانده؟ همیشه عیدی هایی که از پدرم گرفته ام، بهترین عیدی هر سال بوده، عیدی نقدی از لای قرآن که متبرک شده و من معتقدم این پول باعث برکت زندگی می شود.

اگر قرار بود به جای سین، یک حرف دیگر سر سفره می چیدید، چه حرفی را انتخاب می کردید؟ حرف "ب" خودم هم کنار سفره می نشستم.

تا حالا سبزه هم گره زده اید؟ نه، همیشه برام سوال پیش آمده که سبزه ی نازک و ظریف را چطور می شود گره زد! اگر گره بزنی که پاره و جدا می شود.

سیزده بدر کجا می روید؟ با خانواده بیرون می رویم. پارسال عید شمال بودیم و بعضی سال ها هم خانه می مانم و کتاب می خوانم.

متولد چه ماهی هستید؟ شهریور.

فکر می کنید خصوصیاتتان چقدر شبیه شهریور ماهی هاست؟ راستش را بخواهید خصوصیات شهریور ماهی ها یادم رفته، باید کتاب طالع بینی مطالعه کنم تا یادم بیاد. شما شهریورماهی ها را می شناسید؟

یکی از خصوصیات شهریورماهی ها این است که می گویند آتش زیز خاکستر هستند و همیشه عشقشان را پنهان می کنند. بله، دقیقا من به معنای واقعی آتش زیر خاکسترم.

آدم عصبی هستید؟ نه، خیلی خونسردم.

خصوصیات اخلاقی تان بیشتر به پدرتان شبیه است یا مادرتان؟ فکر می کنم مجموعه ای از هر دو. چون خودم همیشه دوست داشته ام از اطرافیان، از پدر و مادر و خانواده گرفته تا دوستان و همکاران و حتی معلم های مدرسه نکات مثبتی که دارند جذب کنم و به کار بگیرم. دوست دارم از هر کس نکات مثبتش را دریافت کنم و در خودم پیاده کنم.

از بین شخصیت ها و مشاهیر، دوست دارید شبیه چه کسی باشید؟ دوست ندارم شبیه کسی باشم. بلکه دوست دارم شبیه بنیامین ۷۰۰ سال دیگر باشم! تمام مشاهید ایران را دوست دارم ولی دوست ندارم شبیه کسی باشم.

کدام یک از خصوصیات اخلاقی تان را دوست دارید؟ خونسردی ام را.

اخلاق بدی هم دارید که دوست داشته باشید آن را ترک کنید؟ بعضی وقت ها بدقولم!

از همان اول بدقول بودید یا بعد ار اینکه همه بنیامین را شناختند، بدقول شدید؟ نه، از همان اول بدقول بودم ولی تمام سعی و تلاشم این است که این خصلت بد را از خودم دور کنم تا عده ای مثل شما فکر نکنند که بعد از شهرتم بدقول شده ام.

همان طور که می دانید مجله ی ما یک مجموعه ی جدول و سرگرمی است. اطلاعات جدولی تان چطور است؟ خوب و عالی. چون جدول خیلی دوست دارم.

بیشتر چه زمانی جدول حل می کنید؟ شب ها، چند ساعت قبل از خواب.

خانه های زندگی بنیامین بیشتر سیاه است یا سفید؟ خاکستری.

چه نوع جدولی را بیشتر دوست دارید؟ جدول کلاسیک "متقاطع" را خیلی دوست دارم. جدول حل کردن حس خیلی خوبی به شخصی که جدول حل می کند می دهد. برای لحظه ای هم که شده فارغ از محیط با اطلاعات ذهنی ات کلنجار می روی.

چرا به حل جدول علاقه دارید؟به نظر من حل جدول مثل خواندن کتاب است.فرد بعد از حل جدول به اطلاعاتی می رسد که باید تا قبل از آن برای رسیدن به آنها کلی کتاب می خواند ولی با حل جدول اطلاعات ذخیره شده در ذهنتان را مرور می کنید و با برخورد به نکته ی جدید اطلاعاتتان را به روز می کنید.و در پایان حل هر جدولبه اطلاعات زیادی دست پیدا می کنید. من از حل جدول لذت می برم.

در حال حاضر با خانواده زندگی می کنید؟نه جدا هستم. البته خانه ی من ولنجک است و نزدیک به خانه ی پدرم. ولی چون کار موسیقی انجام می دهم و موسیقی هم کار پر سر و صدایی هستکه هر کسی حوصله ی آن را ندارد برای همین خودم تصمیم گرفتم خانه بگیرم تا مزاحم افراد خانه نباشم.

ماشید دارید؟ من نه ماشین دارم و نه رانندگی را دوست دارم.

گواهینامه که دارید؟نه، گواهینامه هم ندارم چون حوصله ی رسیدگی دائم به ماشین را ندارم.همیشه یه تنبلی ذاتی داشتم که این تنبلی مانع از خرید ماشین شده چون ماشین مثل بچه می ماند که دائم باید به آن سرویس بدهی، بنزین بزنی، روغنش را چک کنی و ... که من اصلا حوصله ی این کارها را ندارم!به قول یکی از دوستان که می گوید تو اصلا ماشین نگهدار نیستی و اگر ماشین داشته باشی هر روز در خیابان بنزین تمام می کنی.

مدل گوشی موبایلتان؟ موتورولا   V3I   سفارش دورچینگاوانا

ورزش هم می کنید؟بله، بیشتر ورزش های ایروبیک و بدنسازی انجام می دهم.

با کدامیک از هنرمندان رابطه ی قوی و خوبی دارید؟ فرید احمدی، علی پهلوان و پیام شمس.

پیشنهاد بازیگری هم داشتید؟ بله پیشنهاد برای بازی زیاد داشتم ولی تا به امروز هیچ کدام را قبول نکرده ام. به خاطر تداخل کار اصلی خودم با بازیگری، فعلا نتوانسته ام کار هنری دیگری داشته باشم. دوست ندارم با بازیگری در زمینه ی موسیقی کوتاهی کنم. و خدای نکرده به کار موسیقی ام لطمه ای وارد شود.

و دوباره با سوالات نوروزی با شما تمام می کنیم،فکر می کنید سال ۸۶ که سال خوک است برای شما چطور باشد؟ خوک خودش رفتار خوبی ندارد! ولی امیدوارم این خصلت خوک به زندگی مردم ارتباطی نداشته باشد. خوشبین هستم با ارائه ی آلبوم جدیدم، سال ۸۶ برای من هم سال پرباری باشد.

دورغ سیزده؟ آلبوم من قبل از عید درآمد!

و به عنوان سوال آخر، یک پیام نوروزی برای خوانندگان مجله؟ امیدوارم تمام خوانندگان مجله موفق باشند. تمام خانه های جداول را پر کنند و هیچ خانه ی سفیدی هم نماند!

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در دوشنبه 12 آذر1386 و ساعت |

حضور بنیامین در جشنواره ی امسال منتفی اعلام شد!

گفته می شد که بنیامین اولین تجربه ی کنسرت در داخل کشور را در جشنواره ی امسال تجربه خواهد کرد. اما خبردار شدم که این موضوع صحت ندارد.

بیست و سومین جشنواره ی موسیقی فجر از ۳۰ آذر تا ۸ دی برگزار خواهد شد و بعد از ۹ سال این اولین بار است که موسیقی پاپ هم در این جشنواره شرکت می کند.۹ سال پیش جشنواره ی موسیقی پاپ برای اولین و آخرین بار برگزار شد و امروز بعد از مدت ها دوباره این جشنواره برگزار می شود. هر چند که پاپ امسال در بخش جنبی جشنواره شرکت داده شده و همین مسئله موجبات اعتراض و دلخوری اهالی موسیقی را فراهم کرده است...

به دلیل مشخص نبودن اهداف و چارچوب های جشنواره بسیاری از بزرگان موسیقی پاپ قید حضور در آن را زدند. با این حال جشنواره ی امسال خالی از حضور  چهره های سرشناس هم نیست. خشایار اعتمادی اولین کسی است که آمادگی خود را برای شرکت در این جشنواره اعلام کرد. ضمن اینکه آریانی ها هم در جشنواره ی امسال اجرای برنامه خواهند داشت. اگر رایزنی های آقای رجب پور نتیجه بخش باشد امکان دارد کریس دی برگ هم در جشنواره ی امسال به عنوان مهمان افتخاری شرکت کند.

در هر صورت آنچه که مهم بود حضور بنیامین روی صحنه ی کنسرت آن هم در جشنواره بود که عملی نشد. اما به امید خدا از سال آینده و با مشخص شدن ضوابط جشنواره شاهد حضور پررنگ تر چهره های شاخص پاپ خواهیم بود و از دیدن کنسرت بنیامین هم در این رقابت نفس گیر لذت خواهیم برد...

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در پنجشنبه 8 آذر1386 و ساعت |

 

او همه ی موسیقی پاپ ایران است!

چند پست قبل تر مطلبی نوشته بودم، با عنوان "رجب پور خون جاری در شریان های موسیقی" آن روز که آن مطلب را نوشتم با خواندن چند خبر و مصاحبه و فکر کردن به تمام فراز و نشیب های کارنامه ی پرستاره ی رجب پور، تحت تاثیر قرار گرفته بودم و دلم می خواست با حرف زدن از موفقیت های او کمی از هیجان خود کم کنم. امروز هیجانم برای حرف زدن از رجب پور صد برابر است. حالا تیتر پست قبلی را برای رجب پور بسیار ناچیز و بی ارزش می دانم. او فراتر از این حرف هاست! رجب پور، تمام موسیقی پاپ کشور ماست!

چه کسی را می توان نام برد که به اندازه ی رجب پور برای موسیقی این مملکت عرق ریخته باشد؟ چه کسی به اندازه ی او برای موسیقی کشورش مایه گذاشته است؟ چه کسی این قدر بی ادعا و جانانه از موسیقی کشورش حمایت کرده است؟ من که جز رجب پور، هیچ نام دیگری در ذهنم نقش نمی بندد...

به فکر کیفیت است، به فکر بهتر بودن نه بیشتر پول درآوردن و مطرح شدن! به فکر موسیقی پاپ است و از هیچ تلاشی برای بهبود اوضاع آن دست نمی کشد. سال ۷۹ وقتی موسیقی پاپ اولین قدم های خود را بر می داشت گروه پرطرفدار آریان را معرفی کرد و با آریان برای اولین بار اوج را تجربه کرد. گروه های زیادی پس از آریان و به تقلید از آنها با همان سازبندی و ترکیب تشکیل شدند، اما عمر اکثریت آنها نهایتا ۲ تا ۳ سال بود! اما رجب پور توانست آریانی ها را تا سال ۸۶ و به بهترین شکل ممکن حفظ کند.

کسب توفیقات و عناوین معتبر و پرافتخار بین المللی را با آریان تجربه کرد. استعدادهای بسیاری را به جامعه ی موسیقی معرفی کرد اما این وسط از یک نفر از آنها نمی توان گذشت... بنیامین! سوپراستار موسیقی پاپ کشورمان! او هم زیر چتر حمایت های رجب پور با سرعتی عجیب و باورنکردنی راه رسیدن به قله را طی می کند...! بنیامین با گذشت حدود دو سال از زمان انتشار آلبوم اولش هنوز هم آخرین خواننده ی پرطرفدار ایران است که درست و منطقی پیش می رود و با نبوغ خیره کننده ی مدیربرنامه هایش یقینا تا ۵۰ سال آینده هم جلوی چشمانش است و می داند به کجا می رود.

و اما حالا... حالا دغدغه های بین المللی موسیقی پاپ هم به لطف حضور و وجود رجب پور تا مرحله ی انجام پیش می رود. موسیقی پاپ با طرفداران بی شمارش فراگیرترین نوع موسیقی در جامعه ی ماست . اما به دلیل چارچوب های غیر منطقی و جو سازی های تعمدی تا مدت ها در حاشیه بود و جدی گرفته نمی شد. در حالیکه سردمداران موسیقی سنتی قله های موفقیت های بین المللی را یکی پس از دیگری فتح می کردند. موسیقی پاپ در انزوا نگران تداوم حیات خود بود! اما الآن شرایط به سرعت در حال بهبود است. اولین قدم برای تحقق رویاهای دور و درازمان باز هم توسط رجب پور برداشته شد! باز هم اوست که با تدبیر و هوش استثنایی اش یک بار دیگر تعجب همگان را برانگیخت...

خبر همکاری کریس دی برگ و آریان فقط به دلیل این همکاری ارزشمند نیست. باید به عمق این اتفاق فکر کنید. به این که با بازگشت هنرمند مطرح و پرآوازه ای مثل دی برگ از ایران به کشورش و بازگفتن واقعیت های موسیقی پاپ در ایران چه اتفاقاتی برای پاپ در راه خواهد بود؟ آن وقت تاثیر این مهم را با تاثیری که پخش بی مایه ترین و سخیف ترین کلیپ های موجود در موسیقی از شبکه های ماهواره ای در معرفی موسیقی پاپ داشته و جز وارد کردن زخم های عمیق و جانکاه بر پیکره ی موسیقی هیچ منفعت دیگری نداشته مقایسه کنید و آن وقت تاثیر آدم های مختلف را در پیشرفت و پسرفت موسیقی نظاره گر باشید!

این آغاز مناسبات مناسبات بین المللی ایران در حوزه ی موسیقی پاپ با کشورهای غربی است. رجب پور در خصوص زمان برگزاری کنسرت گفت:"مرکز موسیقی و وزارت ارشاد واقعا با دید باز با چنین پیشنهادی برخورد کردند، چیزی که مشخص شده حضور قطعی کریس دی برگ در ایران است. ما می خواهیم او را به ایران بیاوریم و برایش کنسرت و برنامه بگذاریم. تمایل شدیدی هم از طرف او برای چنین برنامه هایی در ایران وجود دارد. او شناخت بسیار خوبی از ایران، موسیقی اش و طرفداران خودش در اینجا دارد . به همین دلیل بسیار دوست دارد که حضور و اجرای برنامه در ایران را تجربه کند. الآن شرایط طوری جلو رفته که ا می توانیم زودتر از آنچه که برنامه ریزی کرده بودیم، کارمان را انجام بدهیم. برنامه ریزی ما برای آوریل ۲۰۰۸ بود، ولی لاآن جرقه ای در ذهن من است که تصمیم دارم اگر بشود و مشکلی پیش نیاید به بهانه ی حضور افتخاری ولو به مدت ۱۰ دقیقه حتی با خواندن یک قطعه و حتی فقط با یک گیتار و با یک ساز او را برای جشنواره ی موسیقی فجر به تهران بیاورم. تمام درگیری ها و رایزنی ها و رفت و آمدهای چند روز اخیرم، فعلا برای انجام این کار است."

رجب پور درمورد محل برگزاری این کنسرت تنها گزینه ی مورد نظرش را سالن شماره ۲ ورزشگاه آزادی معرفی کرد .

این اتفاق، اتفاق خجسته ای برای موسیقی پاپ کشورمان است و مسلما می تواند سرآغاز راهی باشد که تا دیروز فقط در رویاهایمان می دیدیم. رجب پور یک نفر است با یک ئنیا تجربه و آگاهی. به راستی اگر موسیقی ایران رجب پور را نداشت الآن کجا بود؟! تصور موسیقی ایران بدون رجب پور فقط هاله ای از ابهام است. خدا او را برای موسیقی این مملکت حفظ کند.(آمین)

این طور که پیداست حضور آریانی ها در جشنواره ی موسیقی امسال قطعی است. اما درمورد بنیامین هنوز هیچ چیز سندیت ندارد. هر چند که از گوشه و کنار حرف و حدیث هایی شنیده می شود. در هر صورت اگر این اتفاق بیفتد. بنیامین اولین تجربه ی کنسرت خود در ایران را در جشنواره تجربه خواهد کرد.

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در دوشنبه 5 آذر1386 و ساعت |

بالاخره جدیدترین مصاحبه ی بنیامین که با ماهنامه ی ترانه ی ماه انجام داده بود را روی وبلاگ قرار دادم! این هم مصاحبه (راستی! عکس ها مربوط به مصاحبه نیست، یعنی اصلا عکس های این مصاحبه اختصاصی نبود.):

 

۱۲ میلیون نسخه از "بنیامین ۸۵" در سراسر جهان!

صبنیامین حساسیت فراوانی روی پاسخ دادن به ۱۰۰ سئوال خصوصی ما داشت. چیزی حدود ۲ ساعت با بنیامین هم کلام شدیم تا او پاسخ همه ی سئوالات ما را با دقت و وسواس خاصی بدهد. پاسخ های بنیامین به سئوالات داغ ترانه ی ماه را بخوانید:

۱-تاریخ دقیق و محل تولد: هجدهم شهریورماه سال شصت و یک -تهران، خیابان کارون.  /  ۲-ویژگی ماه تولدت: شهریوری ها همیشه پای قول و قرارشون هستن.  /  ۳-پدر(سن-شغل): ۷۰ ساله-کارمند بازنشسته  /  ۴-مادر(سن-شغل): ۵۹ ساله-خانه دار  /  ۵-همسر: ندارم  /  ۶-شغل دوم: سرمایه گذاری هایی در موضوعات مختلف کرده ام.  /  ۷-اهل محله-ساکن محله: محله ی کارون-ولنجک  /  ۸-معروف ترین فرد خاندان: حضرت آدم  /  ۹-خواهر: یک خواهر دارم  /  ۱۰-برادر: ۳ برادر دارم  /  ۱۱-تحصیلات: کارشناس ادبیات از دانشگاه رودهن-انصرافی از مهندسی مکانیک دانشگاه تهران  /  ۱۲-بهترین و بدترین درس دوران تحصیل: بهترین:تاریخ-بدترین:نداشتم!  /  ۱۳-بهترین معلمت: فرید احمدی  /  ۱۴-تسلط به زبان خارجی: انگلیسی،عربی و ترکی  /  ۱۵-قهرمان دوران کودکی: دکتر حسابی  /  ۱۶-بارزترین ویژگی اخلاقی ات: وفاداری  /  ۱۷-ایمان: چیزی است در درون قلب انسان ها-گفتنی نیست  /  ۱۸-صداقت: شنیدم که تنها راه نجات است.دروغگو نیستم.  /  خجالت: از اینکه در ترانه ها به معشوق توهین می شود، خجالت می کشم. امیدوارم بقیه هم همین طور...  /  ۲۰-عصبانیت: فراوان عصبانی می شوم ولی فراوان هم عصبانی ام می کنند.  /   ۲۱-عاشق شدی؟: کاش ندونه!  /  ۲۲-تکیه کلام: قربونت برم، عزیزم.  /  ۲۳-نقطه ضعف:فراوان فراوان. اما از آنجا که انسان دارای عقل و شعور است این هم گفتنی نیست، بلکه رفع کردنی است.  /  ۲۴-اهل خرافات هستی؟ : معتقد به موضوعاتی هستم که برخی می گویند خرافه است.  /  ۲۵-اولین باری که خواندی؟: ۱۰ سالم بود و در گروه سرود دبستان تک خوان بودم.  /  ۲۶-خواننده ی محبوب: تورج شعبانخانی-خولیو ایگلسیاس  /  ۲۷-گروه موسیقی: جیپسی  کینگز  /   ۲۸-هنر پیشه ی  مرد: پیام دهکردی-مارلون براندو  / ۲۹-هنرپیشه زن: سوسن تسلیمی-اینگر برگمن   /  ۳۰-فیلم سینمایی: هامون- تک تیرانداز   /  ۳۱-برنامه ی تلویزیونی محبوب: اخبار ساعت ۲۱  /  ۳۲-محبوب ترین ترانه: ستاره با چشمکاش/ماه ماهون با نگاش/دره با عطر گلاش/آسمون با کفتراش/غروبا به رنگ زرد/سینه هامون پر درد/چشام برگ خزون/مثل آفتاب لب بوم/من بی تو،بهار بی تو/من بی تو،پاییز بی تو...  با صدای تورج شعبانخانی-عاشقش ام.  /  ۳۳-موزیک ویدئو:  هتل کالیفرنیا    /  ۳۴-نویسنده ی  محبوب: سنت اگزوپری  /  ۳۵-کتاب محبوب: شازده کوچولو   /   ۳۶-شاعر:یائیس ریتسوس     /  ۳۷-ترانه سرا: فرید احمدی  /  ۳۸-آهنگساز: تورج شعبانخانی  /  ۳۹-مجری تلویزیونی: محمد صالح علاء  /  ۴۰-کارگردان: بهرام بیضایی-هیچکاک   /  ۴۱-ورزشکار: حسین رضازاده  /  ۴۲-فوتبالیست: احمدرضا عابدزاده-زین الدین زیدان  /  ۴۳-تیم فوتبال باشگاهی: کپ تیم ملی!-رئال مادرید  /  ۴۴-شخصیت کارتونی محبوب: سید   در عصر یخبندان  /   ۴۵-کمدین:امیر جعفری- مستر بین    / ۴۶-اتومبیل (اتومبیل محبوب و اتومبیلی که داری؟): هامر-رانندگی را دوست ندارم!  /  ۴۷-گل: لیلیوم   /  ۴۸-پرطرفدارترین ترانه ات: دنیا دیگه مث تو نداره   /   ۴۹-تعداد و فروش کل آلبوم هایت: یک آلبوم داشتم(بنیامین ۸۵) -ارژینال بیش از دو میلیون نسخه ولی در معادله ای که الآن وجود دارد، به عقیده ی کارشناسان چیزی در حدود ۱۲ میلیون نسخه در سراسر جهان از این آلبوم به صورت سی دی ارژینال و غیر ارژینال و همین طور کاست، دانلودهای اینترنتی و  ام  پی تری ها وجود دارد.   /   ۵۰-تاریخ اولین کنسرت ات: سپتامبر سال ۲۰۰۶ در استکهلم سوئد-به دعوت دولت سوئد و به عنوان نماینده ی خواننده های فارسی زبان در جشنواره ی فرهنگی-هنری خاورمیانه   /   ۵۱-تعداد کنسرت ها و میزان تماشاگر: همان یک کنسرت بوده و بیش از ۵۰۰۰ نفر که درصد قابل توجهی از آنها غیر فارسی زبان بودند.  /  ۵۲-شاخص ترین تماشاگر کنسرت ات: به نظر من شاخص ترین تماشاگر کنسرتم کسی بود که دلش با من بود!  /  ۵۳-بهترین دوران زندگی ات: دوران قبل از دبستان  /  ۵۴-بهترین تصمیم زندگی ات: نوازندگی  /  ۵۵-بهترین روز زندگی ات: روزی که عاشق شدم  /  ۵۶-بهترین خوابی که دیدی: هنوز هم در بهترین خواب هایم می بینمش  /  ۵۷-بهترین هدیه ای که تا به حال گرفتی: گفتنی نیست  /  ۵۸-بزرگترین راز زندگی ات:این هم گفتنی نیست.  /  ۵۹-هنری که هنوز رو نکردی: بعدها شاید...  /  ۶۰-سفر به کره ی ماه: سفر به هر کجا خوب است،حتی جهنم!  /  ۶۱-اگر جادوگر بودی...: هستم!  /  ۶۲-تعطیلات آخر هفته: کدوم هفته؟!  /  ۶۳-کشور و شهر محبوب: ایتالیا-روم  /  ۶۴-به کدام کشورها سفر کرده ای؟: سوئد و ...  /  ۶۵-مرد شماره ی یک جهان: حضرت علی (ع)  /  ۶۶-نابغه ی تاریخ موسیقی: موتزارت  /  ۶۷-بهترین دوستت: فرید احمدی  /  ۶۸-معروف ترین دوست غیر موسیقایی ات: امیر جعفری  /  ۶۹:مدیر برنامه ات: محسن رجب پور  /  ۷۰-اهل تیپ و مد هستی: شدید  /  ۷۱-لباس مارک دار محبوب:جورجیو آرمانی   /  ۷۲-عطر: هپی کیلینیک    /  ۷۳-سایت اختصاصی:      http://www.benyaminmusic.com/    

۷۴-علم بهتر است یا ثروت: خوشبختی بهتر است.  /  ۷۵-امور خیریه: به اندازه ی توانم.  /  ۷۶-نام آخرین ترانه ی زندگی ات: بنیامین مُرد!  /  ۷۷-مطالعه ی روزانه: هر روز، روزنامه و بیشتر کتاب  /  ۷۸-خواب(چند ساعت در روز می خوابی؟!): هر روز حدود ۱۱ ساعت می خوابم. خواب را خیلی دوست دارم.  /  ۷۹-سیگار: هرگز  /  ۸۰-حیوانات و پرندگان( از چه حیوان یا پرنده ای نگهداری می کنی؟): از هیچ کدام در خانه نگهداری نمی کنم ولی دو تا تراس در خانه ام هست که لانه پرنده ها شده  /  ۸۱-بدترین استعدادت در ... : این که جواب سئوالات شما را بدهم.  /  ۸۲-بدترین تصمیم زندگی ات: هنوز صداش در نیومده!  /  ۸۳-بدترین دوستت: همه ی دوست هایم را دوست دارم.  /  ۸۴-بدترین روز زندگی ات: نپرس فعلا  /  ۸۵-بدترین ترانه ای که شنیدی: گندیدی و بریدمت!  /  ۸۶-بدترین خوابی که دیدی: منتظر باشین تا راجع بهش بلند بلند حرف بزنم  /  ۸۷-بدترین فیلمی که دیدی: زمانه  /  ۸۸-بازیگری در سینما: حدود ۱۷-۱۸ پیشنهاد داشته ام.  /  ۸۹-اگر فیلمساز بودی، درباره ی چه کسی یا چه موضوعی فیلم می ساختی؟: حتما عاشقانه می ساختم.  /  ۹۰-موسیقی سنتی: دوست دارم ولی اون ها ما رو دوست ندارند!  /  ۹۱-موسیقی راک و رپ: راک عصبانی است و رپ روزمره ولی هر دو در زندگی جا دارند.  /  ۹۲-بابک بیات: در یک دوره خوب درخشید.  /  ۹۳-واروژان: اسطوره ی موسیقی ایران  /  ۹۴-مسعود کیمیایی: قیصر فیلم خوبی بود!  /  ۹۵-شادمهر عقیلی: شادمهر عقیلی!  /  ۹۶-ناصر عبداللهی: منو ببخش  /  ۹۷-جشنواره ی موسیقی: ؟  /  ۹۸-آرزوی دست یافتنی و محال: عشقم!  /  ۹۹-آرمانشهر(اتوپیا): یه جزیره ی خوش آب و هوا با همه ی دوستام  /  ۱۰۰-مرگ: می رمو می میرم آسوده می شم از عشق/ می رمو می میرم/جشن تولد مرگمو برای تو زیر آب می گیرم...


در مجله ی روزهای زندگی هم در قسمت"پرسش از شما، پاسخ از هنرمندان و ورزشکاران" پاسخ بنیامین به ۴ سئوال  حسین بهرامی(اهواز)  آورده شده:

۱-آقای بنیامین، از آلبوم جدیدتان چه خبر؟ مشغول کار بر روی آن هستم و به احتمال زیاد امسال وارد بازار می شود.

۲-ایمیل یا سایت شخصی دارید؟ بله، آدرسش این است:www.benyaminmusic.com

۳-چرا بیشتر توجهتان روی ترانه های عاشقانه است؟ شاید چون عاشقم.

۴-خوانندگی سخت تر است یا آهنگسازی؟ آهنگسازی قشنگ تر است.

+ نوشته شده توسط علی رحیمی کناری در شنبه 3 آذر1386 و ساعت |