محدوده ی دم ارشاد و تلویزیون کجاست؟!
تلویزیون یک رسانه ی ملی است و همانطور که از عنوان "رسانه ی ملی" بر می آید متعلق به همه ی مردم است و برخلاف تصورات برخی،پدیده ایست کاملا متفاوت با سینما . سینما یک هنر است که ابعاد مختلفی مثل بازیگری، گریم، کارگردانی و ... را دربر می گیرد . اما تلویزیون یک رسانه است، یعنی یک تریبون برای همه ی مردم. در نتیجه به همان اندازه که فوتبال در آن سهم دارد، سینما، موسیقی و ... نیز در آن سهیم هستند.
خوشبختانه صدا و سیما در پرداختن به ورزش، خصوصا فوتبال کم نگذاشته، درمورد سینما هم خوشبختانه حق مطلب ادا شده، به خصوص در چند سال اخیر . اما در این میان موسیقی همیشه با کم لطفی مواجه بوده است. بر کسی پوشیده نیست که صدا و سیما در چند سال گذشته با تولید آثار موسیقایی منحصر به فرد خود که به ذائقه ی اقلیت مردم خوش می آید(که البته استثتا هم وجود دارد) و با اصرار بر متکی به نفس بودن خود در زمینه ی موسیقی و اهمیت ندادن به آثار منتشر شده با مجوز ارشاد و جریانات مردمی، سهم به سزایی در پسرفت موسیقی کشورمان داشته است . به هر حال موسیقی هیچ وقت از یک تریبون مناسب برای ارائه ی خود برخوردار نبوده است و ما باید جدیدترین ورژن آهنگ ها را از درون تاکسی های مسافرکش و کافی شاپ ها بشنویم...
اما کم کم فضا رو به بهبود است، یک زمانی حضور بعضی از خواننده ها در تلویزیون یا پخش ترانه هایشان مثل یک رویا بود اما در کمال ناباوری دیدیم که این رویاها به حقیقت پیوست و چارچوب ها و خط قرمزها تعدیل شد . شاید به نوعی نقطه ی اوج این تحول حضور بنیامین، چند ساعت مانده به تحویل سال در شبکه ی پنج تهران بود . تحولی که با حضور رضا صادقی در صندلی داغ شبکه دو سیما شکل پررنگ تری به خود گرفت.
باید از آقای ضرغامی ( رئیس سازمان صدا و سیما) و آقای رجبی معمار(مدیر شبکه پنج تهران) تشکر کنیم . چون بانی اکثر این تحولات هم این عزیزان بودند.
درمورد صدا چیزی نمی گویم، فقط از شما می خواهم که پنج شنبه شب ها ساعت ۲۱ شنونده ی برنامه ی هفت ترانه ار شبکه ی رادیویی جوان باشید تا پیشرفت های عظیم صدا در این مورد را با گوش های خودتان بشنوید...
امیدوارم این تحولات همچنان ادامه یابد و روز به روز بهبود بیشتری پیدا کند . طبیعی است که موسیقی، به عنوان تاثیرگذارترین هنر دچار محدودیت هایی باشد اما نباید آن قدر این محدودیت ها و چارچوب ها را تنگ کنیم که
مجالی برای نفس کشیدنش باقی نماند. اگر روز به روز فهرست آثار مجاز منتشر شده را کوتاه تر کنیم مسلم بدانید که از آن طرف فهرست آثار غیر مجاز منتشره افزایش می یابد، اگر آمار برگزاری کنسرت هایمان همین طور باقی بماند، یقینا آمار خوانندگانی که چمدان های خود را بر می دارند و به امید عرضه ی هنر خود به طرفدارانشان راهی دیار غربت می شوند افزایش می یابد.
البته هنوز هم جا دارد که با مهربانی بیشتری با موسیقی و هنرمندان این عرصه برخورد کنیم ... شاید بهترین راهش هم تعیین یک چارچوب درست و منطقی باشد، چارچوبی که نتیجه اش از بین رفتن هنر ارجمند موسیقی نباشد.
متاسفانه الآن وضع به گونه ایست که کسانیکه می خواهند کار کنند، اصلا اجازه ی حرکت به جلو و پیشرفت را ندارند، چون هر کجا پا می گذارند روی خط قرمزهای ارشادی و تنگ تر از آن صدا و سیمایی است .
یاد حرف تاریخی آیت الله مدرس افتادم: به رضاخان بگویید محدوده ی دم خود را تعیین کند، چون ما هر کجا پا می گذاریم روی دم ایشانیم!!

آقای رجب پور، قول می دهیم!
امروز استثنا دو پست می گذارم . دلیلش هم این است که در پست قبلی با نظرات خوبتان خیلی ذوق زده ام کردید . پست دوم امروز درمورد آخرین صحبت های آقای رجب پور درمورد برگزار نشدن کنسرت ایران بنیامین است. ایشان در گفتگوی کوتاه خود با نشریه ی تلاش گفته اند بنیامین برای برگزاری کنسرت در ایران هیچ ممنوعیتی ندارد ( قابل توجه عزیزانی که فکر می کنند بنیامین ممنوع الفعالیت است) اما به دلایلی ترجیح می دهد در ایران کنسرتی برگزار نکند(ناگفته پیداست که آقای رجب پور ترجیح می دهد نه بنیامین) و یکی از این دلایل هم این است که چون مدت هاست در تهران کنسرت خاصی برگزار نشده و بنیامین هم بسیار محبوب است، مردم هجوم می آورند و ممکن است یک سری مسائل رعایت نشود!

آقای رجب پور، ما(یعنی طرفداران بنیامین) قول می دهیم احساسات خود را کنترل کنیم و همه ی مسائل را هم رعایت کنیم. قول می دهیم...
خب دوستان، نظر شما چیست؟شما هم قول می دهید؟!
به شایعه پردازها توجه نکنید!!!
از همه ی شما دوستان خوبم که زحمت کشیدید و در بخش نظرات شرکت کردید سپاسگذارم .از امید عزیز(وبلاگ روز هفتم) پروین مهربانم و همچنین آقای جان هم بی نهایت تشکر می کنم که این قدر من را شرمنده ی خودتان کردید.
اما دوستان یادتان باشد که همیشه پشت سر هر آدم موفقی در هر زمینه ای کیلومترها شایعه ساخته و پرداخته می شود که نباید به آن ها توجه کرد. درمورد بنیامین هم همین طور بوده و او از ابتدای ورود به عرصه ی خوانندگی با این شایعات دست به گریبان بوده!
در مورد اسم ، بد نیست بدانید که اسم واقعی بنیامین، "بنیامین بهادری" است و من این را از خودم نمی گویم بلکه کسانی را می شناسم که مدت ها قبل از انتشار آلبوم ۸۵ با بنیامین رفاقت می کردند و او را خیلی خوب می شناسند. بارها از آنها پرسیده ام که آیا این شایعه صحت دارد یا نه؟! و آنها گفته اند از زمانی که یادشان می آید بنیامین، بنیامین بوده! بعد هم چه دلیلی دارد که بنیامین بخواهد نام خود را پنهان کند؟ مگر رضا صادقی قبلا مهرشاد نبود؟ اما پس از کسب شهرت نام واقعی خود را اعلام کرد چون به هر حال مردم باید او را به این نام بشناسند. نمونه های زیاد دیگری هم در موسیقی داریم اما من بارزترینش را گفتم.
اگر کمی به شایعات دقت کنید متوجه می شوید که تا چه حد خنده دار و دور از واقعیت اند . مثلا شایعه ای که خیلی از طرفداران بنیامین را تحت تاثیر قرار داد. ماجرای همسر از دست رفته ی بنیامین با نام پریا بود! جالب است بدانید در متن این شایعه(!) آمده که بنیامین ۶ سال پیش(!) با دختری به نام پریا ازدواج کرده و ۶ ماه بعد در یک تصادف رانندگی او را ازدست داده! با یک حساب ۲،۲ تا ۴ تا مشخص می شود که ۶ سال پیش بنیامین ۱۷ سال بیشتر نداشته(!) گویا شایه پرداز این قصه به عدد ۶ علاقه ی زیادی داشته...
در مورد آهنگ هایی که با صداهای مشابه بنیامین در اینترنت پر شده باید بگویم خودم اطلاع آن چنانی ندارم چون با وجود تلاش های بسیار هنوز موفق نشده ام از منبع موثقی در این مورد اطلاعاتی کسب کنم (البته کم کم دارم به نتایجی می رسم که خدا بخواهد به زود در وبلاگم مطرح می کنم) اما شواهد موجود نشان می دهد که هیچ کدام از این آهنگ ها متعلق به بنیامین نیست! جون زمانی که این آهنگ ها تازه در اینترنت پر شده بود، بنیامین در یک گفتگوی کوتاه با نشریه ی موجه تلاش گفت هنوز هیچ آهنگ جدیدی را حتی به عنوان اتود نخوانده، آن وقت چه طور ممکن است آهنگ هایی را که هنوز نخوانده با صدای او بیرون آمده باشد؟!!!
اما حتی اگر این روشنگری هم از جانب بنیامین نبود من یک درصد هم احتمال نمی دادم بنیامین بخواهد ترانه ای مثل "پری" را بخواند! یا فرید احمدی چنین ترانه ای را بگوید! دعا کنید تلاش های من به نتیجه برسد تا این موضوع هم کاملا روشن شود. من که فکر می کنم حتی قرارمون هم مال بنیامین نیست.
جشن دنیای تصویر،جشن دنیای تحقیر
مدت نسبتا زیادی از برگزاری دهمین جشن دنیای تصویر می گذرد. راستش را بخواهید نتیجه ی این جشن آن هم در مهم ترین بخشش-البته از نظر من- آن قدر عجیب بود که تصمیم گرفتم هرگز در وبلاگم به آن نپردازم. اما انتخاب بهترین ترانه ی فیلم در این جشن بسیار پرحاشیه بود و موجبات اعتراض بساری از اهالی و پیشکسوتان موسیقی را فراهم کرد . به گونه ای که لازم دیدم در این آپ کمی به آن بپردازم . از شما هم خواهش می کنم حتما نظر خودتان را پیرامون این موضوع در بخش نظرات بگویید.

انتخاب مهران مدیری که یک هیچ کاره(!) در موسیقی است، در بخش بهترین ترانه ی فیلم خودش به اندازه ی کافی حیرت انگیز هست آن قدر عجیب و حیرت انگیز که موجبات اعتراض برخی از بزرگان موسیقی را فراهم کرد، درست مثل اتفاقی که در بیست و پنجمین جشنواره ی فیلم فجر افتاد... اما جدای این انتخاب عجیب ، رفتار مدیری روی سن هم در نوع خود بسیار جالب بود! او روی سن با لحنی تمسخر آمیز در حضور بزرگان موسیقی حاضر در سالن(دکتر محمد سریر،محمد اصفهانی، آریا عظیمی نژاد،پیمان یزدانیان و...) و با کنایه چندین بار رو به دکتر محمد اصفهانی که در

گوشه ای از سالن به او خیره شده بود گفت: معذرت می خوام، من معذرت می خوام، من معذرت می خوام، آقای اصفهانی، لطفا منو ببخشید! من غلط کردم!!!!!!!
حالا خودتان قضاوت کنید کجای دنیا تا این حد یک هنر مردمی و ارزشمند را این طور در حضور سردمدارانش زیر سئوال می برند؟! آن هم وقتی این عذر خواهی تحقیرآمیز و مسخره(بله، دقیقا منظورم مفهوم واژه ی مسخره است) باعث انفجار خنده ی حاضران شد....
من نمی دانم که چه کسی بانی این انتخاب بود اما همین قدر می دانم که وقتی بنیامین، محمد اصفهانی و مهران زاهدی کاندیدای دریافت تندیس بودند لازم بود تا از کارشناسان و پیشکسوتان موسیقی برای گزینش استفاده شود . در هر صورت این یک جشن سینمایی بود و انتظار دیگری از داورانی که ذهن کوچکشان فقط به سینما محدود می شود،نمی توان داشت.
با تمام وجود خوشحالم که بنیامین به این جشن کذایی نرفت. راستش را بخواهید روز برگزاری قصد داشتم تا در آن شرکت کنم و به خیال خودم ار بنیامین حین دریافت تندیس عکس بگیرم! اما وقتی با ترانه شرقی تماس گرفتم و متوجه شدم که بنیامین به این جشن نمی رود فهمیدم که شاید جزو برندگان نبوده، همان جا در خیال خودم تندیس را به دکتر اصفهانی دادم و با خودم گفتم درست است که تندیس حق بنیامین بود اما شایسته بود بنیامین به خاطر احترام به دکتر هم که شده به این جشن می رفت !اما وقتی از نتایج و کارهای مسخره ی مدیری روی سن مطلع شدم در دلم هزار بار به بنیامین احسنت گفتم که با نرفتنش به این جشن باعث شد تا سینمایی ها بدانند که موسیقی یک هنر مستقل است و وقتی در کارشان از موسیقی به عنوان یک ابزار قدرتمند، حتی در جذب مخاطب، استفاده می کنند باید حداقل حرمت آن را هم حفظ کنند . نمی دانم، شاید هم نرفتن بنیامین به این جشن فقط به خاطر مشغله ی کاری بوده، اما در هر صورت خوشحالم ! و ای کاش دکتر اصفهانی و دیگر کاندیداها هم به این جشن نمی رفتند تا لزوم نگاه کارشناسی به ترانه ی فیلم نمودار شود . در هر
صورت امیدوارم تا با برگزاری جشن های انتخابی موسیقی بتوانیم این هنر مردمی و مظلوم را از سینما بکنیم و به آن به عنوان یک هنر مستقل(همان طور که واقعا هم هست) نگاه کنیم. یادمان باشد که سینما یک هنر مدرن است اما موسیقی از وقتی آدمی پا به عرصه ی وجود گذاشت به صورت های مختلف با او همراه بود و خیلی قبل تر از سینما در روح و فکر مردم رخنه کرده و در حال حاضر هم با وجود گسترش هنر در شاخه های مختلف، هنوز هم موسیقی را تاثیرگذار ترین هنر می دانند . ای کاش قدر این هنر و استعدادهای کشورمان را می دانستیم....
بنیامین و کانون موسیقی امروز ایران...
چندی است تشکلی به مدیریت خشایار اعتمادی ایجاد شده، تحت عنوان "کانون
موسیقی امروز ایران" . در کنار خشایار اعتمادی چهره های مطرحی در کانون
موسیقی امروز ایران حضور دارند و عضو هیات مدیره ی موقت آن هستند . چهره
هایی چون سلمانیان،محمدرضا احمدیان، محسن رجب پور، غلام علمشاهی،
حسین خانی، مجتبی کبیری، بابک صحرایی، ترامه مکرم، ریو گلسرخی، داریوش
شهریاری و... که هر کدام در موسیقی پاپ ما صاحب جایگاه هستند. به زودی با ثبت
این تشکل در اداره ثبت شرکت ها،مجمع تشکیل و هیات مدیره دائم برگزیده
خواهد شد .
اواسط تیرماه هم خواننده های مطرح موسیقی پاپ به دعوت هیات مدیره ی کانون
جواب دادند و در جلسه ی کانون حاضر شدند . ستاره هایی چون بنیامین، حامی،
سعید شهروز، نیما مسیحا، مانی رهنما، فرزاد فرزین، پیام صالحی و... با حضور در
کانون نشان دادند که تشکیل این سندیکای بزرگ تا چه حد برای موسیقی پاپ ما
ضروری است . در کنار این خواننده ها، نام هایی چون پیام شمس،اکبر سلطانی و...
نیز در جلسه حضور داشتند . در هر صورت کانون موسیقی امروز ایران تشکیل شده،
اساسنامه اش تدوین شده و به زودی به ثبت خواهد رسید و این خبر خوشی برای
موسیقی پاپ ماست.
امیدوارم با تشکیل این سندیکا، تا حدی مشکلات هنرمندان موسیقی کشورمان حل
شود و به نوبه ی خود بسیار خوشحالم که بنیامین با حضور در این جلسه حمایت
خود را از این تشکل اعلام کرد.

مدتی است که بنیامین کار بر روی آلبوم دوم خود را شروع کرده، آن هم در یک سکوت کامل خبری.او حتی در مصاحبه هایی که در این مدت انجام داده هم حرفی از انتشار آلبومش و یا مراحلی که طی شده،نزده است.گفته می شود این اقدام بنیامین برای جلوگیری از انتشار غیر قانونی آثارش است. حتی کار با عوامل محدود، (یک تنظیم کننده و یک شاعر) هم از سر همین موضوع است. امیدوارم که همه چیز به خیر بگذرد و با انشار غیر قانونی آلبوم دوم بنیامین زحماتش از بین نرود. برایش آرزوی موفقیت و کامیابی دارم.
جشن تولد بنیامین در حضور طرفداران

اگر جدیدترین شماره ی دو هفته نامه ی ۷ روز زندگی را دیده باشید حتما تیتر یک آن توجه شما را هم جلب کرده است:"منتظر جشن تولد حمید عسکری و بنیامین در مجله ی ۷ روز زندگی باشید."دیدن این تیتر در ابتدای مرداد و با توجه به این که تولد بنیامین در شهریور و حمید عسکری در مهرماه است آن قدر وسوسه برانگیز بود تا یک شماره از آن را تهیه کنم و به دنبال توضیح این تیتر بگردم البته درمورد این تیتر هیچ توضیحی داخل مجله وجود نداشت!طی پیگیری های انجام شده و صحبت هایی که با مژگان ترکمانی ، مسئول صفحات رخ به رخ (گفتگو با هنرمندان)داشتم،متوجه شدم که درمورد این جشن با بنیامین صحبت شده اما با توجه به اینکه سالروز تولد او با تاریخ برگزاری تور کنسرت هایش متقارن شده به صورت قطعی نباید روی این خبر حساب باز کنید اما بنیامین قول داده تا در صورت فراهم بودن شرایط چند روز زودتر از تولدش، یعنی قبل از ۱۰ شهریور که آغاز کنسرت هایش است این جشن برگزار شود. جالب است بدانید که حضور در این جشن برای همه ی طرفداران بنیامین آزاد است و شما هم می توانید در آن شرکت کنید.در هر صورت من پیگیری های لازم را انجام می دهم و زمان دقیق آن را از طریق همین وبلاگ در اختیارتان قرار می دهم.
به امید دیدار در جشن تولد بنیامین



